بررسی اهمیت مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی

چهارمین کنفرانس ملی و نخستین کنفرانس بین المللی الگوهای نوین مدیریت و کسب و کار

بررسی اهمیت مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی

1.دنیا عین علی ورنوس فادرانی (مدیر عامل موسسه دنیای کسب و کار موفق)

2.ابراهیم پاینده نجف آبادی (رئیس هیئت مدیره موسسه دنیای کسب و کار موفق)

 

چکيده:

این پژوهش با هدف بررسی اهمیت مدیریت خلاقیت، نوآوریی و کارآفرینی به اجرا در آمده است. روش گردآوری داده ها، روش اسناد کاوی و مراجعه به بانکهای اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی می باشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در عصر حاضر افراد خلاق و نوآور به عنوان کارآفرینان منشا تحولات بزرگی در عرصه تولید و خدمات شده اند. حتی سازمان های بزرگ جهانی برای حل مشکلات خود به کارآفرینان مراجعه می کنند. لذا چرخ های توسعه اقتصادی با توسعه کارآفرینی حرکت می کنند. جامعه پیشرفته امروزی، توسعه خود را مدیون انسان هایی است که قادر به تبدیل رویاها و ایده های خلاقانه خود به حقیقت بوده اند و روحیه استقلال طلبی برای کاوش موقعیت های جدید را داشته اند و از جرات کافی برای مبارزه با روش های متداول و جا افتاده برخوردار بوده اند. در واقع این مساله برای مدیران به اثبات رسیده است که شرایط سازمان های امروزی به گونه ای است که حل مشکلات و تنگناها، نیازمند راه حلهای جدید و منابع متفاوت می باشد و بدون تردید یکی از مهمترین منابع، همانا خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی می باشد و بدین ترتیب مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی حائز اهمیت می باشد و عوامل کلیدی موفقیت و ماندگاری در عرصه بازارهای رقابتی امروزی در سطوح ملی و بین المللی می توان دانست لذا در این مقاله به بررسی اهمیت مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی پرداخته شده است.

واژه‌هاي كليدي: مدیریت نوآوری، خلاقیت و نوآوری، نوآوری و کارآفرینی، مدیریت کارآفرینی.

1. مقدمه

امروزه کارآفرینی و کارآفرینان نقش کلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می کنند. تجارب کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، مالزی و هند آکنده از فعالیت های چشمگیر کارآفرینانی بوده است که امروز به توسعه یافتگی کشور خود می بالند. در جهان امروز تفکر کارآفرینی و استفاده از آن در سازمان ها امری اجتناب ناپذیر است. رشد و بقای آنها نیز به عواملی نظیر توانایی خلاقیت و نوآوری منابع انسانیشان وابسته است. اگر برنامه ریزان، تصمیم گیرندگان و کارکنان یک سازمان کارآفرین باشند، فرصت اقتصادی را بهتر درک کرده و قادرند از منابع موجود به منظور نوآوری استفاده بیشتری نمایند و نتیجتاً سریعتر رشد کرده و در صحنه رقابت دوام آورند. سرعت نوآوری و ارائه محصولات جدید به قدری افزایش یافته که تغییرات و ابتکارات به امری عادی در بازار تبدیل شده است، اینجاست که اهمیت نیروی انسانی خلاق و نوآور و به عبارت دیگر کارآفرینان سازمانی در شرکت ها برجسته تر می شود و تنها با وجود چنین افرادی سازمان قادر است به نوآوری ها دست یابد و در عرصه رقابت دوام آورد و در نهایت به عنوان یک سازمان پیشرو و کارآفرین معرفی گردد [1].

1،1. کارآفرینی:

برای کارآفرینی تعاریف مختلفی ارائه شده است که در این جا به چند مورد اشاره می شود[2]: کارآفرینی فرآیندی است که با نگاه فرصت گرایانه کارآفرینان آغاز شده و نتیجه آن تولید و عرضه خدمات و محصولات جدید و نتیجه آن اشتغال و رفاه و در سطح جامعه و در واقع، ایجاد یک چیز ارزشمند از هر چیز است [3]. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، کارآفرین را مهم ترین عامل توسعه اقتصادی کشور دانسته اند. وی معتقد است کارآفرین یک مدیر صاحب فکر و مبتکر است که همراه خلاقیت، ریسک پذیری، هوش، اندیشه و وسعت دید، فرصت های طلایی می آفریند. او قادر است که با نوآوری ها تحول ایجاد کند و یک شرکت زیان ده را به سود دهی برساند [4]. استیونس می گوید کارآفرینی عبارت است از: فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر بفردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصت ها. پیتر دراکر معتقد است کارآفرین، فردی است که فعالیت های اقتصادی کوچک، جدید و متعلق به خود را شروع می کند. او ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آن ها را دچار تحول می کند [5]. تعریف دیگر از کارآفرینی که توسط هیستریج ارائه شده و تقریباً اکثر صاحب نظران در مورد آن اتفاق نظر دارند بدین شرح است: فرآیند خلق چیزی باارزش و متفاوت از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با خطر مالی، روانی و اجتماعی به منظور دریافت پاداش های مالی، استقلال و رضایت شخصی [6].

2،1. خلاقیت:

تحقیق در مورد خلاقیت و پیکره ی اصلی آن بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد ولی انگیزه اساسی برای پژوهش گسترده در سال 1950 توسط گیلفورد خلاقیت را با تفکر واگرا و دست یافتن به رهیافت های جدید برای حل مسائل در مقابل تفکر واگرا و دست یافتن به پاسخ صحیح مترادف می دانست. در واقع خلاقیت، پدیدار گردیدن تلفیقی از اندیشه های نو به وسیله شهودگرایی از منابع ناشناخته است. پالیا در سال 1988 خلاقیت را توانایی دیدن چیزها در یک نظر نو و غیرمعمولی، دیدن مشکلاتی که هیچکس دیگر امکان تشخیص موجود بودن آنها را نمی دهد و سپس ارائه رهیافت های جدید، غیرمعمولی و اثرگذار می دانست. لوتانز (استاد رفتار سازمانی) در سال 1992، خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافت های افراد و گروه ها در یک روش جدید تعریف کرده است. با توجه به تعاریف بالا می توان خلاقیت را تولید یک فکر نو و دست یابی به یک راه حل جدید برای رفع یک نیاز و یا حل یک مسئله دانست. در واقع خلاقیت را می توان عمیق نگریستن، میل به دانستن و دست دادن به آینده تعریف کرد [7].

3،1. نوآوری:

اگر فکر نو و راه حل جدید حاصل تفکر خلاق، به مرحله ی اجرا درآید، نوآوری گفته می شود و اگر این نوآوری به مرحله ی عمومی شدن برسد، مانند تولید انبوه یک محصول جدید، نتیجه آن کارآفرینی خواهد شد. نوآوری به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است که می تواند با یک محصول جدید، خدمت جدید یا راه حل جدید برای انجام کارها باشد. بنابراین سازمان های نوآور و شرکت های خصوصی و دولتی به وسیله توانایی انتقال عصاره های خلاق و اتخاذ یک ایده یا رفتار جدید برای صنعت و بازار می توانند گامی خلاقانه و نوآورانه در جهت توسعه کارآفرینی بردارند [8].

4،1. مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی:

توسعه جامع مدیریت و الگوهای آن محتاج تغییر در سیستم های مدیریت می باشد که این تغییرات در چارچوب قوانین جامعه رخ خواهند داد. توسعه هم به مدیریت توسعه و گسترش افق های برنامه ریزی در سطوح مختلف فردی، سازمانی و ملی در طی فرآیند بهسازی دیدگاه های مدیران میسر خواهد بود. بنا به تعاریف، کارآفرینی، موتور توسعه اقتصادی نیز می باشد و آنچه که کارآفرین مخاطره جو انجام می دهد نوعی تخریب خلاق در نظام اقتصادی و ایجاد ساختارها و مناسبات اقتصادی جدید است. ارتباطی که مدیران خلاق با دیگر صفوف داخلی یا خارجی سازمان ها در بخش تولیدی یا خدماتی دارند، چه تاثیری بر ارزش های ساختاری و عملکردی سازمانی دارد. از آنجایی که مدیریت در برقراری یک رابطه منسجم درون سازمانی گروهی که یادگیرنده و موثر در تشکیل تیم موفق و متحد در تعامل با محیط پیرامونش می باشد، در این مورد نقش هماهنگ کننده و کاتالیزور را ایفاء می کند. مدیر اثربخش نیز باید به مهارتهایی دست پیدا کند تا تکمیل پروژه سهل تری را به ارمغان آورد [9].

2.روش تحقیق

1،2. اجزای اصلی خلاقیت:

اجزای اصلی خلاقیت به شرح زیر می باشد [1]:

  • مهارت های موضوعی: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقایق، اصول و نظریات در آن موضوع می باشد.
  • مهارت های خلاقیت: این مهارت ها با شکستن قالب های خشک ذهنی، مهارت های موضوعی را در راه جدیدی به کار می گیرد، یعنی از مهارت های موضوعی به شکل جدیدی استفاده می کند. مهارت های خلاقیت باارزش های فکری زیر همراه است:
  1. شکستن عادت ها.
  2. به تعویق انداختن قضاوت ها و ارزیابی.
  3. درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن.
  4. متفاوت دیدن مسائل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلا به آن توجه کافی نشده بود.
  5. وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده های متفاوت.
  • انگیزه: یکی از عناصر اصلی و شاید مهم ترین جزء این مجموعه است. انسان بدون انگیزه بیرونی و درونی نمی تواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذت بخش و جالب خواهد بود. آمابیل می گوید انگیزه درونی مهم ترین نقش را در خلاقیت ایفا می کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می توانند خلاقیت بیشتری از خود نشان دهند.

2،2. ضرورت نوآوری:

سازمان هایی كه تأكيد بيشتری بر نوآوری دارند نسبت به ديگر سازمان ها موفق تر هستند، به همين دليل در چند دهه اخير، توجه به نوآوری به يک ضرورت غيرقابل اجتناب تبديل شده است چرا كه سازمان ها از طريق نوآوری می توانند شاخص های مزيت رقابتی خود را بهبود و توسعه ببخشند. البته بایستی توجه داشت که قطعی ترین راه برای شکست خوردن، تمرکز صرف بر روی محصولات است و اینکه نوآوران موفق از گونه های مختلف نوآوری استفاده می کنند. نوآوران موفق، الگوهای نوآوری در صنعت خود را تحلیل می کنند، سپس برای نوآوری، انتخاب های هوشمندانه و سنجیده ای به طرق مختلف انجام می دهند و نیز از طریق این تجزیه و تحلیل نوآوری می توان به علت شکست عمده ی نوآوری های پیشین پی برد. در قلب هر رشته جدیدی اغلب یک سیستم سازمان دهنده ساده وجود دارد. ساختار و نظمی بنیادی که تعیین می کند چه چیزی کارگر واقع می شود و چه چیزی شکست می خورد، این دقیقا همان چیزی است که ده تکنیک نوآوری خلاقانه به آن می پردازد و درک آگاهانه آن، نوآوری را ساده تر و اثربخش تر می سازد، این ده تکنیک نوآوری خلاقانه عبارتند از [11]:

  • تکنیک مدل سود (چگونگی پول درآوردن).
  • تکنیک شبکه (چگونگی برقرای ارتباط با دیگران برای خلق ارزش).
  • تکنیک ساختار (چگونگی سازماندهی و همسو سازی استعدادها و دارایی هایتان).
  • تکنیک فرآیند (چگونگی استفاده از امضاء یا روش های برتر برای انجام کارتان).
  • تکنیک عملکرد محصول (چگونگی ایجاد کارکردها و ویژگی های متمایز).
  • تکنیک سیستم محصول (چگونگی خلق محصولات و خدمات مکمل).
  • تکنیک خدمت (چگونگی پشتیبانی و تقویت ارزش پیشنهادهایتان).
  • تکنیک کانال (چگونگی ارائه پیشنهادات تان به مشتریان و کاربران).
  • تکنیک برند (چگونگی ارائه محصولات و کسب و کارتان).
  • تکنیک مشارکت مشتری (چگونگی پرورش تعاملات تاثیرگذار).

3.یافته ها

1،3. نقش مدیر در توسعه کارآفرینی:

نقش مدیر در مجموعه هایی که کارآفرینی از ضروریات و عامل اصلی است بسیار مهم و حساس است زیرا مدیریت می تواند توانایی و استعداد کارآفرینی را در افراد ایجاد، ترویج و تشویق کند و یا رفتار و عملکرد آنها می تواند مانع این امر حیاتی شود. هر مدیر کارآفرین عبارتست از استفاده از خلاقیت دیگران و شناسایی ذهن های کارآفرین، مدیر کارآفرین باید فضا بیافریند که خودش بتواند کارآفرین باشد و افراد و سازمان را نیز برای کارآفرینی تحریک نماید و این فضا، فضایی است که از کار روزمره به دور است و به نحوی تفویض اختیار می کند تا هر کس خود مشکل خودش را حل کند. با توجه به تعداد محدود افراد فوق العاده کارآفرین و اینکه اغلب به طور بالقوه دارای استعداد کارآفرینی هستند، ویژگی های زیر به پرورش این استعداد کمک می کند [10]:

  • تحمل ریسک: کارکنان باید تشویق شوند که بدون ترس از پیامدهای آن شکست را تجربه کنند، زیرا اشتباه ها به عنوان فرصتهای یادگیری به شمار آمد.
  • کاهش کنترل بیرونی: قوانین و مقررات و خط مشی ها و کنترل های مشابه باید به حداقل کاهش یابد و خودکنترلی جایگزین آن شود.
  • کاهش تقسیم کار: در مشالی که کار به طور محدود تعیین شده در کارکنان ایجاد محدودیت می کند در حالی که فعالیت های متعدد شغلی دیدگاه وسیع تری به کارکنان می دهد.
  • قبول ابهام: تاکید بسیار زیاد بر عینی بودن و معین بودن، کارآفرینی را محدود می کند.
  • تحمل تضاد: گوناگونی دیدگاه ها باید تشویق شود زیرا هماهنگی و توافق بین افراد و واحدها لزوما به عملکرد موفق منجر نمی شود.
  • تحمل راه های غیرعملی: افرادی که جوابهای غیرعملی حتی نابخردانه بیان می کنند باید تحمل شوند، زیرا آنچه که در اوایل غیرعملی به نظر می آید ممکن است به راه حل های کارآفرینی منجر شود.
  • تمرکز بر نتایج تا ابزارها: هدفها باید واضح باشند و افراد باید تشویق شوند تا راهکارهای متعدد و رسیدن به هدفها را در نظر گیرند. تمرکز بر نتایج باعث ارائه پیشنهاد چندین جواب صحیح به هر مساله معین می شود.
  • ارتباط همه جانبه: ارتباط باید به طور افقی و عمومی جریان پیدا کند. جریان آزاد ارتباط، باروری نظریات را آسان می کند.

2،3. اهمیت مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی:

نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که دلیل اهمیت مدیریت خلاقیت, نوآوری و کارآفرینی به شرح ذیل می باشد [11]:

  • مزیت رقابتی:

مجموعه ای از عوامل یا توانایی ها است که به سازمان ها اجازه می دهد پیوسته عملکردی بهتر از رقبا داشته باشند. هدف مزیت رقابتی عملکرد برتر از رقباست، نه صرفا برابری با عملکرد دیگر کسب و کارها؛ شرکت های برخوردار از مزیت رقابتی باید از عملکرد بالایی برخوردار باشند، و در عین اینکه این گونه سازمان ها نباید لزوما دارای بالاترین عملکرد در صنعت خود باشند، باید به طور مستمر در میان سازمان هایی با عملکرد بالا باقی بمانند و بسیار بهتر از میانگین صنعت عمل کنند مبین آن است که مدیران، از طریق تصمیمات خود، مسئول چهار نوع تصميم استراتژیک هستند که منجر به در اختیار گرفتن و توسعه منابع و توانایی هایی مختص به شرکت می شوند که می توانند منشأ مزیت رقابتی باشند. مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندی هایی است که همواره سازمان را به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر می سازد. به عبارتی، مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی سازمان را بسیار موفق تر از سایر سازمان ها می نماید و رقبا نمی توانند به راحتی از آن تقلید کنند. بنابراین برای دستیابی به مزیت رقابتی، یک سازمان هم باید به موقعیت خارجی خود توجه کند و هم توانمندی های داخلی را مورد توجه قرار دهد . علاوه بر آن، هدف مهم دیگر مزیت رقابتی این است که سازمان ها از سطوح پایداری از عملکرد بالا برخوردار باشند. به عبارت دیگر، یک کسب و کار نه تنها باید از یک یا دو یا سه ربع سال یا حتی چندین سال خوب برخوردار باشد، بلکه باید مزیت رقابتی پایداری داشته باشد تا بتواند به طور پیوسته و در طول مدتی طولانی عملکردی بهتر از رقبا داشته باشد. بسیاری از سازمان ها نشان داده اند که توانایی داشتن یک یا دو سال خوب را دارند، ولی تعداد بسیار اندکی از سازمان ها توانایی برخورداری از سطوح بالای مستمری از عملکرد برای سالیان متمادی را از خود نشان داده اند.

  • عامل رشد و توسعه:

نوآوری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر رشد اقتصادی محسوب می شود. از طرفی این دیدگاه وجود دارد که با افزایش رشد اقتصادی امکانات و منابع مالی بیشتری در اختیار کارآفرینان قرار می گیرد و این می تواند به نوبه ی خود ابداعات و نوآوری را گسترش دهد. در واقع، یک جریان دایره وار بین نوآوری و رشد اقتصادی وجود دارد. علی رغم اهمیت عامل نوآوری در رشد اقتصادی، به لحاظ تجربی مطالعات اندکی در این زمینه، خصوصاً در مورد کشورهای در حال توسعه صورت گرفته است. یک رابطه ی علّیت یک طرفه از سمت نوآوری به رشد اقتصادی در کوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد.

  • توسعه و بهبود عملکرد:

متون مدیریت راهبردی، نوآوری را به عنوان عامل مهم و حیاتی برای سازمان ها به منظور ایجاد ارزش و مزیت رقابتی پایدار در محیط پیچیده و متغیر امروزی می بینند. سازمان ها با نوآوری بیشتر، در پاسخ به محیط های متغیر و ایجاد و توسعه قابلیت های جدیدی که به آنها اجازه دهد به عملکرد بهتری برسند موفق تر خواهند بود.

  • افزایش بهره وری:

منافع رشد بهره وری بیشتر برای همگان روشن است چرا که در آینده می توان به میزان زیادتری با منابع کمتر یا همان میزان منابع دست به تولید زد و میزان سطح زندگی را افزایش داد. با اصلاح بهره وری می توان سهم منافع اقتصادی آینده را بزرگ تر نمود و نسبت سهم هر نفر را در آن افزایش داد. از آنجا که توسعه نوآوری در افزایش و ارتقای بهره وری نقش مهمی ایفا می کند، توجه و اهمیت دادن به مقوله نوآوری در سازمان ضروری است.

4.نتیجه گیری

کارآفرینی مستلزم نوعی خلاقیت و نوآوری است و کارآفرینان ایده های خلاقانه خود را از طریق انجام فعالیتهایی هدفمند به واقعیت تبدیل می کنند. در واقع کارآفرین فرد نوآوری است که با شناسایی فرصت ها، بسیج منابع و قبول مخاطرات، کسب و کاری را برای عرضه محصول و یا خدمتی جدید به بازار با هدف کسب سود و موفقیت، راه اندازی می کند که این فرآیند منجر به افزایش ثروت و رفاه اجتماعی، توسعه خلاقیت و نوآوری، پیشرفت تکنولوژی و ایجاد اشتغال می گردد. لذا در این پژوهش ضمن آشنایی با واژه خلاقیت و نوآوری و کارآفرینی، به بررسی ضرورت نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی و دلایل اهمیت مدیریت آن پرداخته شد و این نتیجه حاصل شد که کارآفرینان و مدیران بایستی از طریق مدیریت خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی با در نظر گرفتن اهداف و منابع و نیروی انسانی سازمان شان سعی کنند تا جایی که می توانند در طول مسیر فرآیند فعالیت ها با توجه به در نظر گرفته اجزاء خلاقیت و استفاده و ترکیب از انواع تکنیک های نوآوری خلاقانه نهایت استفاده را ببرند تا از این طریق به بهره وری حداکثری منابع در رشد و توسعه کارآفرینی دست یابند.

منابع

[1] ناصر شاهنازیان، سعید عبد حافظ، مجید مقصودی، 1390. نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی، کنفرانس ملی کارآفرینی، تعاون، جهاد اقتصادی.

[2] اعظم شفیعی، سیدشهاب الدین طباطبایی، اکبر رضایی، 1395. نقش خلاقیت و نوآوری در کارآفرینی. اولین کنفرانس بین المللی کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری.

[3] کامبیز طالبی، محمدرضا زارع یکتا، 1388. نقشه راه موفقیت، خودآموز تدوین ططرح کسب و کار (مقدماتی). تهران، انتشارات رشد فرهنگ.

[4] نبی الله حسینی، 1388. مبانی سازمان و مدیریت. تهران، انتشارات مبنای خرد.

[5] نبی الله حسینی، 1389. کارآفرینی و مهارت های ایجاد اشتغال. تهران، انتشارات مبنای خرد.

[6] جمیله مدرسی، محمدمهدی مدرسی سر یزدی، 1390. کارآفرینی. تهران، انتشارات ترمه.

[7] تورنس، ئی، پال، استعدادها و مهارتهای خلاقیت و راههای آزمون و پرورش آنها، ترجمه ی حسن قاسم زاده، نشر دنیای نو، 1375، ص 17.

[8] سارا میری، 1396. نقش خلاقیت و نوآوری در ظهور کارآفرینی، پنجمین همایش علمی پژوهشی یافته های نوین علوم مدیریت، کارآفرینی و آموزش ایران.

[9] محمدرضا خواجویی نسب کرانی، 1397. بررسی اهمیت نقش مدیران کارآفرین در ایجاد خلاقیت و نوآوری در کارکنان سازمان ها. چهارمین کنفرانس بین المللی مدیریت، کارآفرینی و توسعه اقتصادی.

[10] داوود کاوه، وحید برزگر، 1394. خلاقیت و نوآوری و مدیریت کارآفرینی در سازمانها. کنفرانس ملی اقیانوس مدیریت.

[11] دنیا عین علی ورنوس فادرانی، ابراهیم پاینده نجف آبادی، 1399. تکنیک های نوآوری خلاقانه در تمام ابعاد و بهره وری حداکثری از منابع در جهت رشد و توسعه کارآفرینی در سازمانها. چهارمین کنگره ملی دوسالانه روان شناسی صنعتی و سازمانی.

 

 

Fourth National Conference and First International Conference on New Management and Business Models

Investigating the importance of managing creativity, innovation and entrepreneurship

1.Donya Ain ali varnos faderani (CEO of Successful Business World Institute)

2.Ebrahim Payandeh najaf abadi (Chairman of the Board of the Successful Business World Institute)

Abstract:

This study was conducted to investigate the importance of managing creativity, innovation and entrepreneurship. The method of data collection is the method of document mining and referring to databases and the method of data analysis is inferential. The results of this study show that in the present era, creative and innovative people as entrepreneurs have been the source of great changes in the field of production and services. Even large global organizations turn to entrepreneurs to solve their problems. Therefore, the wheels of economic development move with the development of entrepreneurship. Today’s advanced society owes its development to people who have been able to turn their creative dreams and ideas into reality, have the spirit of independence to explore new situations, and have the courage to fight conventional methods. Have enjoyed. In fact, it has been proven to managers that the conditions of today’s organizations are such that solving problems and bottlenecks requires new solutions and different resources, and without a doubt one of the most important resources is creativity, innovation and entrepreneurship. Thus, the management of creativity, innovation and entrepreneurship is important and the key factors of success and sustainability in today’s competitive markets at the national and international levels can be considered, so this article examines the importance of managing creativity, innovation and entrepreneurship.

Keywords: Innovation Management, Creativity and Innovation, Innovation and Entrepreneurship, Entrepreneurship Management.