بررسی تاثیر انگیزش در کارکنان برای موفقیت و تعالی سازمان ها

هفتمین همایش ملی مدیریت، کارآفرینی و اقتصاد با رویکرد حمایت از تولید کالای ایرانی

بررسی تاثیر انگیزش در کارکنان برای موفقیت و تعالی سازمان ها

1.ابراهیم پاینده نجف آبادی (رئیس هیئت مدیره موسسه دنیای کسب و کار موفق)

2.دنیا عین علی ورنوس فادرانی (مدیر عامل موسسه دنیای کسب و کار موفق)

 

چکیده:

انگیزش عبارت است از حالتی درونی که انسان را به انجام فعالیت خاصی ترغیب می کند. برخی از صاحب نظران انگیزه را همان نیاز، خواسته، تمایل یا نیروی درونی می دانند که افراد را برای انجام کار، راغب می سازد و برخی نیز انگیزه را باعث و علت رفتار انسان می دانند و معتقدند که هر عملی که فرد انجام می دهد در اثر وجود انگیزه یا نیازی است که محرک وی برای انجام آن عمل است. در این بین انگیزش کارکنان در سازمان ها همیشه یکی از چالش های مهم پیش روی مدیران بوده است. زیرا افراد بی انگیزه تلاش و فعالیت کمی در راستای وظایفی که برای تحقق اهداف سازمان دارند انجام می دادند درحالیکه افراد با انگیزه، خلاقیت و بهره وری بیشتری از خود نشان داده و در نهایت کار با کیفیتی به سازمان ارائه می کنند و از آنجایی که کارکنان یک سازمان ، بکرترین و ارزشمندترین منابع سازمان هستند لذا در این مقاله سعی شده است که به بررسی تاثیر انگیزش در کارکنان برای موفقیت و تعالی سازمان ها پرداخته شود.

کلمات کلیدی: انگیزش در کارکنان، موفقیت سازمان، تاثیر انگیزش، تعالی سازمان.

مقدمه

انگیزش کارکنان همیشه یکی از چالش های مهم پیش روی مدیران بوده است. کارکنان بی انگیزه تلاش کمی صرف کار خود می کنند، علاقه ای به حظور در محل کار ندارند و خلاصه اینکه کاری با کیفیت پایین ارائه می کنند. از سوی دیگر، کارکنان با انگیزه، خلاقیت و بهره وری بیشتری از خود نشان داده و امور سپرده شده را با علاقه بیشتری به انجام رسانده و در نهایت کار با کیفیتی به سازمان ارائه می کنند. همین تفاوت بوده که بسیاری از پژوهشگران را به فکر بررسی هر چه بیشتر رفتار این دو گروه و البته دستیابی به شیوه های موثر انگیزش بخشی سوق داده است (تریسی ترجمه سپهری فر و شهبازی، 1944). بنابراین اثربخشی فراگرد مدیریت، به چگونگی انگیزش افراد برای انجام وظایفشان بستگی دارد. به علاوه، همه رفتارهای انسان هدفدار است. بنابراین می توان گفت که دو عامل شکل دهنده رفتار انسان عبارتند از انگیزه و هدف، به همین دلیل انگیزش کارکنان برای انجام وظایف سازمانی و همسوسازی اهداف آنان با اهداف سازمان، از اهمیت ویژه ای برخوردار است (Hersey & Blanchard, 1983). لذا در این مقاله سعی شده است که به بررسی تاثیر انگیزش در کارکنان برای موفقیت و تعالی سازمان ها پرداخته شود.

مباني نظري و مروري بر مطالعات گذشته

تعریف انگیزش:

اصطلاح انگیزه در زندگی روزمره در حوزه ای وسیع تر از معنی کاربردی آن در روانشناسی بکار می رود زیرا تمام عادتها، محرک های خارجی، هیجانها و هدفها را شامل می شود(خواجه زاده، 1373). تیوان و اِسمیت ساختار لازم برای فعالیت یک موجود زنده را انگیزش می نامند (تیوان و اِسمیت ترجمه عبداللهی، 1366). آبراهام مزلو می گوید: قبل از هر گونه تعریف از انگیزش فرد بایستی به عنوان یک کُل و سازمان در نظر گرفته شود، بدین معنی که انگیزش برطرف کننده نیاز بخشی از موجود نیست بلکه کل یک موجود را بر می انگیزد(مزلو ترجمه رضوانی، 1367). همچنین موری معتقد است که فرآیند انگیزش از دیدگاه نظریه پردازان مختلف تعاریف گوناگونی دارد. اما همه روانشناسان در این نکته متفق القولند که انگیزش عاملی است درونی که رفتار شخصی را بر می انگیزد و آنرا جهت داده و هماهنگ می سازد و اگر چه انگیزه را بطور مستقیم نمی توان مشاهده کرد ولی وجود آنرا از روی رفتار شخصی می توان استنباط کرد(موری ادوارد ترجمه براهانی، 1363).

انگیزش در سازمان:

انگیزش در سازمان و راه های ایجاد انگیزه در کارکنان برای منابع انسانی یا به عبارت بهتر سرمایه های انسانی از مهم ترین عوامل تولید در یک سازمان به شمار می رود. در واقع یکی از بزرگترین دلیل شکست یا ناکامی مدیران، نداشتن مهارتهای لازم در زمینه روابط انسانی است و به همین دلیل مهارت یا مساله روابط انسانی بالاترین اهمیت را در سازمان ها دارد. در این بین 3عامل در ایجاد انگیزش نقش دارند:

  • نیازها:

نیاز، عبارت است از کمبودی که هنگام عدم تعادل فیزیوزیکی احساس می شود. به عبارت دیگر، چیزی در درون فرد که او را به فعالیت و انجام کار وا می دارد. از حالتی درونی است که باعث می شود نتیجه معینی مطلوب به نظر برسد.

الف)نیازهای دانشی:

این نیازها موجب مطلوبیت خواسته های مهارتی و دانشی کارکنان می گردد. برای انجام کارکنان نیازهای دانشی مختلفی دارند که عبارتند از:

  • دانش کامل درباره نظم و انضباط.
  • دانش درباره نحوه انجام یک کار و فرآیند انجام کار.
  • دانش در مورد مکان پیدا کردن هر چیز.
  • دانش اجتماعی در مورد چگونه تاثیرگذاری بر دیگران.

ب) نیازهای روحی و روانی:

از آنجایی که کارکنان انسان هستند پس نیازهای درونی شامل شناخت، مسئولیت، مقام و جایگاه و پیشرفت می گردد. زمانی که با کارکنان مانند یک ماشین فرمانپذیر برخورد گردد و نیازهای آنها نادیده گرفته شود، سازمان با مشکل برخورد خواهد کرد.

ج) نیازهای وظیفه ای:

این نیازها شامل نیازهای کار معنی دار و تعیین درجه استقلال کاری است.

د) نیازهای اخلاقی:

این نیازها مربوط به نیازهای روانی افراد است و شامل نیازهایی هستند که کارکنان توقع دارند با آنان آن گونه رفتار شود. به عبارتی دیگر کارفرمایان باید با کارکنان نوعی رفتار کنند که اگر خودشان در آن جایگاه بودند انتظار داشتند با آنها رفتار شود.

  • برانگیزاننده ها:

برانگیزاننده ها یا انگیزه ها جهت تخفیف نیازها و کمبودهای جهت دار می باشند. به عبارتی دیگر، نیاز ارضا نشده باعث تنش می شود و این تنش موجب می گردد انگیزه های ناگهانی در درون فرد برانگیخته شود. این انگیزه ها اموری درونی هستند که باعث می شوند فرد در پی تامین اهداف ویژه ای، رفتار جستجوگرانه ای از خود بروز دهد.

  • مشوق ها:

عبارت است از چیزی در خارج از فرد. روانشناسان غالباً آن را محرک می نامند و گاه به پاداش هایی اشاره دارد که فرد به آن امید بسته است و انگیزه هایش به سوی آن ها هدایت می شود.

نظریه پردازی در مور انگیزش:

با توجه به اهمیت انگیزش در کارکنان در سازمانها، نظریه های ارائه شده در مورد علل و چگونگی انگیزش انسان مورد توجه صاحب نظران علم مدیریت قرار گرفته اند. این نظریه ها در دو دسته عمده، تحت عنوان نظریه های تبیین کننده فراگرد انگیزش و نظریه های تبیین کننده عوامل انگیزش مطالعه می شود. در نظریه های تبیین کننده عوامل انگیزش، محتوا و عناصر تشکیل دهنده عوامل انگیزه در کارکنان مورد مطالعه قرار می گیرند. برخی از نظریه های تبیین کننده عوامل ایجاد انگیزه عبارت اند از:

  1. نظریه سلسله مراتب نیازها.
  2. نظریه عوامل بهداشت روانی و انگیزاننده ها.
  3. نظریه x و y.

نظریه های تبیین کننده عوامل انگیزش، فقط به انگیزه ها و نیازهای شکل دهنده رفتاری می پردازند و فراگرد ایجاد، تقویت، هدایت و حفظ انگیزه را تشریح نمی کنند. درحالیکه نظریه های تبیین کننده فراگرد انگیزش، با بررسی سازو کارها و شیوه های ایجاد انگیزه، به تشریح این بخش از معمای انگیزش می پردازند. در این نظریه ها ارتباط هایی که باید ایجاد و حفظ گردند، عواملی که باید در نظر گرفته شوند و تغییرات مهمی که باید به وقوع پیوندند تا محیط کاری مولد شود، بررسی می شوند. تاکنون نظریه های متعددی برای تبیین فراگرد انگیزش ارائه شده اند. برخی از این نظریه ها که اهمیت ویژه ای دارند، عبارتند از:

  • نظریه تقویت و اصلاح رفتار.
  • نظریه انتظار.
  • نظریه برابری.
  • نظریه هدف گذاری.

هر یک از این نظریه ها، بینش ویژه ای درباره چگونگی ایجاد انگیزه در افراد و مدیریت رفتار از طریق انگیزش ارائه می دهد(رضائیان، 1395).

روش پژوهش

اهمیت انگیزش در کارکنان:

اهمیت انگیزش در سازمان ها را بطور کلی می توان به موارد زیر دسته بندی کرد:

  • توانمند سازی سازمان ها:

توانمندسازی عبارت است از آزاد کردن نیروهای درونی افراد برای کسب دستآوردهای شگفت انگیز راهبرد توسعه و شکوفایی سازمان. تجربه ثابت کرده است اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند به عبارت دیگر توانمند گردد باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و با انگیزه بالا برخوردار باشد. لذا انگیزه بالا در کارکنان نقش بسزایی در توانمند سازی آنها دارد.

  • ماندگاری و رضایتمندی کارکنان:

در بحث ماندگاری و رضایتمندی، تکیه بر انگیزش کارکنان از هر عاملی مهمتر است. ماندگاری نتیجه نگهداری نیروی انسانی است و انگیزش و توانمندسازی نیروها خود به خود به ماندگاری نیروی انسانی منتهی می شود.

  • خلاقیت:

مدیران می توانند هر سه مولفه خلاقیت یعنی تخصص، مهارتهای تفکر خلاق و انگیزش را تحت تاثیر قرار دهند. اما واقعیت آن است که تاثیرگذاری بر دو مولفه اول بسیار دشوارتر و وقت گیرتر است. انگیزش درونی را می توان حتی با تغییرات جزئی در محیط سازمان به طور قابل ملاحظه ای افزایش داد. کارکنانی که بر فعالیت خود کنترل درونی داشته باشند، احساس می کنند که از طریق تواناییها، مهارتها و تلاش خود بر نتایج مربوط به کار خود تاثیر دارند، از اینرو احتمال خلاقیت و نوآوری در آنها افزایش می یابد، در حالیکه تصور کنترل خارجی بر آنها، احساس عدم نفوذ بر کار و نتیجه آن، عدم توانایی انجام فعالیت ها و کاهش انگیزش آنان را سبب می شود.

  • جلب رضایت مشتریان:

کارکنانی که انگیزه بالاتری دارند امور محوله را بهتر انجام داده و در نتیجه سبب جلب رضایتمندی ارباب رجوع می شوند.

راههای ایجاد انگیزه در کارکنان:

  • توجه به نیازهای چهارگانه کارکنان که عبارتند از: فیزیولوژیک،امنیت، احترام، خودشکوفایی (شهباز زاده و جعفر علیلو، 1397).
  • تفویض اختیار.
  • توازن بین درآمد و هزینه های زندگی.
  • مشارکت در سود.
  • مشارکت کارکنان.
  • ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و کنار آمدن با خود و دیگران.
  • بهداشت محیط کار (بهداشت روانی و عمومی).
  • مدیریت مبتنی بر هدف سازمانی.
  • تعیین اهداف مشارکتی نه تحمیلی برای سازمان.
  • برقراری عدالت سازمانی و پیشگیری از مقایسه.
  • پرداخت حقوق و مزایای مادی بر اساس مهارت، شیوه انجام کار و حرفه ای بودن.
  • توجه به تفاوتهای شخصیتی کارکنان.
  • توجه به تفاوتهای افراد از نظر انگیزشی.
  • توجه به تفاوتهای فردی در زمان های مختلف.
  • آموزش های مداوم.
  • بهره مندی از مزایایی مثل بیمه های درمانی، عمر، ورزشی و … .
  • حمایت مادی و معنوی از ایده پردازی کارکنان.
  • ایجاد محیط کار رقابتی.
  • ایجاد فرصت برای ارتقای علمی و حرفه ای کارکنان همراه با امنیت شغلی.
  • شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان و فراهم کردن زمینه های رشد و شکوفایی آنان.
  • تعدیل و ارزشیابی رفتار سازمانی کارکنان.
  • پرداخت بر اساس مهارت و شایستگی.
  • ایجاد حس علاقه به کار.
  • انتخاب اهداف مشتری محور جهت ایجاد رقابت در کیفیت خدمات.
  • انعطاف پذیری در مورد اشتباهات.
  • ایجاد ارتباطات آزاد در محل کار بین مدیر و کارکنان.
  • پرهیز از ایجاد کشمکش میان کارکنان.
  • تکرار ایجاد انگیزه در طول سال.

نتایج مثبت با انگیزه بودن کارکنان:

  • بهبود رفتارها و منش هایی که منجر به ایجاد محیط کاری موردپسند و عاری از دغدغه برای مشتری می شود.
  • افزایش علاقه و توجه به کار که افزایش کارآیی و بهره وری سازمان را در پی خواهد داشت.
  • ابراز توجه بیشتر به مشتری.
  • یادگیری هر چه بهتر مهارتهای شغلی که سبب ارتقای سطح کیفی خدمات کارکنان می شود.
  • بسترسازی محیطی برای همیاری گروهی که در برخی شرایط کاری حاد و بحرانی می تواند مشکلات سازمان را به خوبی برطرف کند.
  • بهبود الگوهای اخلاقی کارکنان و جلوگیری از ایجاد سنگ اندازی هایی که سازمان را دچار مشکل کند.
  • افزایش خلاقیت کارکنان و در نتیجه استفاده از ابتکارهای آنها در تسریع و بهبود روند کارها.
  • افزایش بهره وری سازمان.

بحث و نتیجه گیری

انگیزه در کارکنان از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در موفقیت و یا شکست یک سازمان میتواند باشد و بی توجهی و غفلت به این مهم، منجر به هدر رفتن منابع سازمان و زمان می گردد و به عبارتی در یک سازمان بیشتر از هر چیزی انگیزه میتواند عامل و تعیین کننده ی موفقیت و یا شکست یک سازمان بشود و به همین دلیل است که در عصر حاضر بزرگترین چالش مدیران، مواجهه با کارکنان کم انگیزه و کم مسئولیت پذیر می باشد. لذا برای افزایش انگیزه در کارکنان بمنظور دست یافتن به بهره وری حداکثری از منابع انسانی سازمان بایستی ضرورتها و عوامل موثر در ایجاد انگیزش شغلی را شناسایی و اقدامات لازم درخصوص تحقق آنها انجام پذیرد تا مدیران و کارکنان شاهد موفقیت و تعالی روزافزون سازمان باشند.

 

منابع

  • اچ.مزلو، آبراهام. انگیزش و شخصیت. ترجمه احمد رضوانی (1367)، انتشارات آستان قدس رضوی.
  • تریسی، برایان. (1944). جادوی انگیزش. ترجمه صالح سپهری فر و مهدی شهبازی (1392). تهران، انتشارات دنیای اقتصاد.
  • تیوان، اِسمیت. انگیزش. ترجمه ملک عبداللهی (1366)، انتشارات آستان قدس رضوی.
  • ج.موری، ادوارد. انگیزش. ترجمه محمدنقی براهانی (1363). انتشارت چهر.
  • خواجه زاده، مصطفی. (1373). انگیزش و تاثیر آن در رفتار، تربیت، سال نهم، شماره هفتم.
  • رضائیان، علی. (1395). مبانی سازمان و مدیریت. تهران، سازمان مطالعه تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی.
  • شهباز زاده، نادره. جعفر علیلو، حمید.(1397). راه های افزایش انگیزه و تعهد کاری در کارکنان و مدیران. بهورز، سال بیست و هشتم، تابستان.
  • Hersey, Paul and Ken Blanchard (1983 and 1985), Management of Organizational Behavior: UtiliZing Human Resources, 4th ed., India: Prentic-Hall.

 

7th National Conference on Management, Entrepreneurship and Economics with the approach of supporting the production of Iranian goods

Investigating the effect of motivation on employees for the success and excellence of organizations

1.Ebrahim Payandeh najaf abadi (Chairman of the Board of the Successful Business World Institute)

2.Donya Ain ali varnos faderani (CEO of Successful Business World Institute)

Abstract:

Motivation is an inner state that motivates a person to perform a certain activity. Some experts consider motivation as the inner need, desire, desire or force that motivates people to do something, and some consider motivation as the cause of human behavior and believe that every action that a person does in The effect is the existence of a motive or need that motivates him to perform that action. Meanwhile, employee motivation in organizations has always been one of the most important challenges facing managers. Because unmotivated people made little effort and activity in line with the tasks they have to achieve the goals of the organization, while motivated people show more creativity and productivity and ultimately provide quality work to the organization, and since employees An organization is the most pristine and valuable resources of the organization, so in this article we have tried to examine the effect of motivation on employees for the success and excellence of organizations.

Keywords: Employee motivation, organizational success, motivation impact, organizational excellence.