بررسی عوامل موثر در بهبود و توسعه پایدار کسب و کار

 

دومین همایش ملی و اولین همایش بین المللی پایداری کسب و کار

بررسی عوامل موثر در بهبود و توسعه پایدار کسب و کار

1.دنیا عین علی ورنوس فادرانی (مدیر عامل موسسه دنیای کسب و کار موفق)

2.ابراهیم پاینده نجف آبادی (رئیس هیئت مدیره موسسه دنیای کسب و کار موفق)

 

چکیده:

این پژوهش با هدف بررسی عوامل موثر در بهبود و توسعه پایدار کسب و کار به اجرا در آمده است. روش گردآوری داده ها، روش اسناد کاوی و مراجعه به بانکهای اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی می باشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که هدف اصلی تمام کسب و کارها افزایش سود و کسب درآمد و بقاء در بازار رقابتی جهانی در عصر حاضر می باشد و به همین دلیل صاحبین کسب و کار و شرکت ها و سازمان ها برای رسیدن به این هدف فعالیتهای تجاری مختلفی در این راستا انجام می دهند که ممکن است یک کسب و کار را در کوتاه مدت به سود مورد نظر خود برساند ولی برای پایداری و بقاء در بلند مدت نیاز است که معیارهایی مانند رفتار اجتماعی و پاسخگویی اخلاقی را در راستای فعالیت های تجاری خود در نظر داشته باشد و همچنین به پیامدها و تاثیرات فعالیت های تجاری خود بر روی محیط زیست و اجتماع توجه داشته باشد زیرا که بسیاری از مشکلات و مسائلی که در راستای توسعه واحدهای کسب و کار به وجود می آید، غفلت و بی توجهی به همین موارد می باشد لذا در این پژوهش سعی شده است که به بررسی عوامل موثر بر بهبود و همچنین حفظ توسعه پایدار کسب و کارها و رویکردهای متفاوت و قابل توجهی که در این راستا انجام می گیرد، پرداخته شود.

واژه‌های کلیدی: کسب و کار، بهبود کسب و کار، توسعه پایدار کسب و کار.

مقدمه

کسب و کار پایه و اساس جامعه بشری را تشکیل می دهد و به بیانی می توان آن را یکی از سنگ بناهای حیات بشر دانست. نویسندگان مختلف، تعاریف متفاوتی از کسب و کار دارند. در واژه نامه ی آکسفورد، کسب و کار به معنی خرید و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه ی لانگ من، کسب و کار به فعالیت پول درآوردن و تجارتی که از آن پول حاصل شود گفته می شود. به زبان ساده کسب و کار عبارت است از حالتی از مشغولیت و به طور عام، شامل فعالیت هایی است که تولید و خرید کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود در بر می گیرد. به عبارتی دیگر، کسب و کار عبارتست از خرید و فروش کالاها، تولید کالا یا عرضه ی خدمات به منظور به دست آوردن سود (احمدپور داریانی و ملکی، 1390).

مفهوم کسب و کار از دیدگاه متخصصان:

  • اُوریک و هانت کسب و کار عبارت است از هر نوع کاسبی که در آن خدمات یا کارهایی که دیگر افراد جامعه به آن نیاز دارند و مایل به خرید آن هستند و توان پرداخت بهای آن را دارند، تولید و عرضه می شود.
  • پتروس و پلومن بر این باورند که هر تبادلی که در آن خرید و فروش صورت گیرد، کسب و کار نیست بلکه کسب و کار هر نوع تبادل تکراری و تجدید شونده ی خرید و فروش است.
  • پروفسور اون، کسب و کار را یک نوع کاسبی می داند که طی آن کالاها یا خدمات برای فروش در بازار تولید و توزیع می شوند.

بنابراین، با توجه به تعاریف یاد شده می توان دریافت که کسب و کار با خرید و فروش کالاها، تولید کالاها یا عرضه ی خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاریف یاد شده، ویژگی های کسب و کار عبارتند از: فروش یا انتقال کالاها و خدمات برای کسب ارزش، معامله ی کالاها و خدمات، تکرار معادلات، انگیزه ی سود (مهمترین و قدرتمندترین محرک اداره ی امور کسب و کار)، فعالیت توام با ریسک. کسب و کار، همیشه برآینده متمرکز است و عدم اطمینان، ویژگی آینده است. از اینرو همواره کسب و کار توام با ریسک است. باور عمومی این است که تنها هدف کسب و کار، به دست آوردن سود اقتصادی است در حالی که این امر واقعیت ندارد. اُریک معتقد است همانطور که انسان تنها با هدف خوردن زندگی نمی کند، تنها هدف کسب و کار هم کسب سود نیست (احمدپور داریانی و ملکی، 1390).

  • چارچوب کسب و کار: منظور از چارچوب کسب و کار، مجموعه عوامل، عناصر و روابط بین آنهاست که در یک بستر محیطی ترسیم می شود و کسب و کارهای مربوط به یک صنعت در قالب آن چارچوب فعالیت می نمایند. بر اساس تعریف و چارچوب ارائه شده از کسب و کار، می توان گفت راه اندازی، اداره، توسعه و حتی انحلال یک کسب و کار در گرو توجه همزمان به دو حوزه داخل و محیط کسب و کار می باشد. بدین معنی که از یک طرف مسائل داخلی کسب و کار شامل فعالیتها، فرآیندها، ساختارها، منابع، قابلیت ها، اهداف و روش مدیریت و از طرف دیگر مسائل خارجی کسب و کار در سطح کلان بین المللی و ملی و محیط خرد یا صنعت آن کسب و کار مد نظر قرار گرفته شود و بر این مبنا راهکارهای توسعه کسب و کار طراحی و ارائه گردد. بنابراین موفقیت هر کسب و کاری در گرو ساماندهی مناسب موارد مذکور می باشد. با این وجود بایستی توجه داشت که هر فعالیت کسب و کار به خاطر سر و کار داشتن با عوامل و متغیرهای مختلف همواره توام با ریسک می باشد و میزان ریسک پذیری و مدیریت ریسک هم از مقوله هایی است که در اداره بهتر کسب و کار بایستی مورد توجه قرار گیرد (بیات و همکاران، 1394).
  • اهمیت کسب و کار: کسب و کار قالب اصلی ساختار توسعه است. تعدد کسب و کارهای مختلف در هر جامعه علاوه بر درآمد و سود مادی و غیر مادی که برای صاحبان آن به همراه دارد، باعث می شود تا جامعه نیز از لحاظ رفاه (ثروت) و اشتغال به تعادل نزدیک شود. به طور کلی می توان گفت فراهم کردن آسایش و رونق اقتصادی، نه در گرو فروش نفت، بلکه در گرو ایجاد شغل و رفاه برای عموم مردم است و بدین منظور، باید ساز و کارهایی فراهم شود که دولت ها، ایجاد شرکت ها و کسب و کارها را تسهیل و حمایت کنند و در نتیجه مردم بتوانند با ایجاد شرکت ها به راحتی وارد دنیای کسب و کار شوند. اگر مردم به عنوان لوکوموتیو رانان توسعه ی کسب و کار، از طرف دولت حمایت شوند و بتوانند ایده های خود را در قالب شرکت ها پیاده سازی کنند، اشتغال و رفاه ایجاد خواهد شد. توسعه ی دولت ها محدود است و در نتیجه توسعه باید از جانب مردم صورت پذیرد. مردم نیز برای توسعه موانع زیادی پیش رو دارند و باید حمایت شوند. در این بین حمایت هایی که دولت ها باید از کارآفرینان به عمل بیاورند، عبارت است از: حمایت مالی، حمایت اطلاعاتی، حمایت فنی و فناوری، حمایت های قانونی، حمایت حقوقی، حمایت بازاری، حمایت تامینی، حمایت اجتماعی، حمایت امنیتی، حمایت سیاسی. بنابراین لازم است تا تمامی بخش های جامعه از خانواده گرفته تا سازمان ها و دولت دست به دست هم دهند تا فرهنگ کسب و کار در جامعه به وجود آید (احمدپور داریانی و ملکی، 1390).
  • مدل کسب و کار: تعریف استروالدر از مدل کسب و کار بدین شرح است: مدل کسب و کار یک ابزار مفهومی است که شامل مجموعه ای از عناصر و روابط بین آن ها است و منطق کسب و کار یک شرکت خاص را بیان می کند، و شامل توصیف ارزشی است که شرکت به مشتریان و ذی نفعان برای ایجاد جریان درآمدی و سودآوری پایدار ارائه می دهد. به طور کلی شامل روش هایی است که سازمان را برای رسیدن به اهداف هدایت می کند و به عوامل مختلفی مانند کیفیت محصول یا خدمات، بهره وری عملیاتی، عملکرد محیطی، بهداشت و ایمنی در محل کار و … مربوط می باشد. رویکردهای زیادی درباره مدل های کسب و کار وجود دارد و مدل های کسب و کار از لحاظ ماهیت، استفاده و اجزای آن ها مورد بررسی قرار گرفته اند. تعریف مفهوم مدل کسب و کار به ماهیت آن رشته بستگی دارد. بسیاری از پژوهشگران توجه خود را بر ویژگی استراتژیک ارائه ارزش به مشتری معطوف کرده اند. یا برخی دیگر در مورد نتایج و سود، و برخی در مورد جنبه های اجتماعی تاکید می کنند. بدون تردید همه آن ها بر روی منطق کسب و کار و فرض هایی که شرکت بر اساس آن بنا شده است تمرکز کرده اند. در واقع هدف اصلی رویکردهای مختلف نسبت به مدل کسب و کار نشان دادن ویژگی هایی است که می تواند موفقیت شرکت را تضمین کند (کلابی، 1399).
  • توسعه پایدار: مفهوم توسعه پایدار در حقیقت ایجاد تعادل میان توسعه و محیط زیست است. در سال 1980 برای نخستین بار نام توسعه پایدار در گزارش سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی آمد. این سازمان در گزارش خود با نام استراتژی حفظ منابع طبیعی این واژه را برای توصیف وضعیتی به کار برد که توسعه نه تنها برای طبیعت مضر نیست، بلکه به یاری آن هم می آید. پایداری می تواند چهار جنبه داشته باشد: پایداری در منابع طبیعی، پایداری سیاسی، پایداری اجتماعی و پایداری اقتصادی. در حقیقت توسعه پایدار تنها بر جنبه زیست محیطی اتفاقی تمرکز ندارد بلکه به جنبه های اجتماعی و اقتصادی آن هم توجه می کند. توسعه پایدار محل تلاقی جامعه، اقتصاد و محیط زیست است (مزدا رانی و همکاران، 1394).
  • در واقع توسعه پایدار دارای ابعاد و مولفه های متفاوتی است. ابعاد محیطی، اقتصادی، اجتماعی، ابعاد متفاوت توسعه ی پایدار را تشکیل می دهند. در بعد محیطی مساله ی سرمایه طبیعی، در بعد اقتصادی سرمایه فیزیکی و در بعد اجتماعی سرمایه های انسانی و اجتماعی مد نظر قرار می گیرند. بنابراین توجه به بحث سرمایه اجتماعی در حقیقت توجه به یک بعد بسیار مهم از توسعه ی پایدار است. همچنین مولفه های توسعه ی پایدار شامل مولفه های رشد، توزیع، زیست محیطی و نهادی است. در مولفه رشد درباره ی ایجاد و خلق ظرفیت مولد بیش تر، در مولفه توزیع در مورد مسائل مربوط به برابری در بین هر نسل، در مولفه زیست محیطی درباره ی برابری بین نسل ها و مفهوم توسعه ی پایدار، سلامتی محیط و نیل به پایداری را از طریق مشارکت سازمان های محلی می بیند که این مشارکت منجر به سرمایه ی اجتماعی می گردد و این سرمایه ی اجتماعی در نسل آتی با سرانه بیشتری نسبت به نسل های امروزی باید باشد (بیات و همکاران، 1394).

روش­

واژه کسب و کار در دهه های اخیر به عنوان یکی از کلید واژه های اقتصاد کلان مطرح است که مورد توجه اقتصاددانان و صاحب نظران می باشد. مجموعه عوامل موثر بر کسب و کار به سه دسته تقسیم می گردد که عبارتند از: سیاستها و برنامه ریزی های دولت، نظام اقتصادی و ساز و کارهای رسمی و غیر رسمی حاکم بر آنها، نظام حقوقی و قضایی. بهبود فضای کسب و کار به معنای بهبود و رونق فضای تولیدی و در نتیجه سنگ بنا و محرک رشد اقتصادی است. بگونه ای که اصلاح و بهبود فضای کسب و کار زمینه مشارکت بخش خصوصی در عرصه اقتصاد، ارتقاء سطح اشتغال و تولید را فراهم می سازد. در دهه 1980 بسیاری از اقتصاددانان به ضرورت کاهش تصدی گری دولت در فعالیت های اقتصادی برای حضور فعال بخش خصوصی و به رغم خود خصوصی سازی روی آوردند و از اواخر دهه 1990 بهبود فضای کسب و کار موضوع اصلی سیاستگذاران اقتصادی بوده است. بانک جهانی امور مربوط به کسب و کار را در قالب شاخص هایی تقسیم بندی نموده که عبارتند از ثبت شرکت، اخذ مجوز، استخدام و اخراج نیروی کار، ثبت و انتقال مالکیت، اخذ اعتبار، حمایت از سرمایه گذاران، پرداخت مالیات، تجارت برون مرزی، الزام آور بودن اجرای قراردادها و انحلال یک فعالیت. مبنای اندازه گیری و مقایسه محیط کسب و کار هر کشور با سایر کشورها، سهولت اجرای شاخص های مطرح شده در بالا می باشد. لذا با توجه به این که توسعه پایدار باید متضمن دست یابی به تولید سرانه بالاتر، اصلاح الگوی توزیع درآمد و بهبود محیط زیست باشد، یکی از راه های رسیدن به توسعه پایدار، بهبود کسب و کار به تولید سرانه بالا و افزایش رشد اقتصادی می باشد (بیات و همکاران، 1394).

  • شاخص بهبود فضای کسب و کار: محیط کسب و کار شامل نهادها، مقررات و رویه های اداری مندرج در محیط فعالیت اقتصادی است و به نوعی هزینه های غیر فنی فعالیت اقتصادی را تعیین می کند. هر چه مراحل، هزینه ها و زمان انجام مراحل ثبت شرکت، اخذ مجوز از شهرداری و سایر دستگاه های مرتبط برای تاسیس محل فعالیت، دریافت انشعاب برق، استخدام و اخراج کارکنان، ثبت دارایی در سازمان ثبت املاک، اخذ تسهیلات و اعتبارات، حمایت از حقوق سهامداران جزء، پرداخت مالیات، تجارت خارجی، صدور حکم در نظام قضایی و اعلام ورشکستگی و خاتمه بخشیدن به کسب و کار کمتر باشد هزینه های شروع و تداوم فعالیت اقتصادی کاهش و احتمال شکل گیری کسب و کارها افزایش می یابد. در ادامه شاخص ها بطور مختصر، یک به یک شرح داده می شود (اشرفی و فهیمی فر، 1390):
  • شاخص شروع یک کسب و کار: این شاخص کل فرایندی را که یک کارآفرین به منظور تاسیس یک شرکت تا بهره برداری رسمی برای شروع یک کسب و کار تجاری، خدماتی و یا صنعتی انجام می دهد، ارزیابی می کند.
  • شاخص اخذ مجوز: در رابطه با شاخص اخذ مجوزها بیشتر توجه بانک جهانی مبتنی بر فرآیندهای عملیاتی مربوط به اخذ مجوزهای بخش ساختمان و همچنین امور مربوط به انشعابات آب، برق و گاز می باشد. این شاخص میزان سهولت یا سختی تعامل با مراجع قانونی صادر کننده مجوزهای ساخت را بررسی می کند.
  • شاخص ثبت و انتقال مالکیت: شاخص ثبت و انتقال مالکیت ارائه دهنده سهولت ثبت حقوق مالکیت می باشد. در این شاخص، فرآیند کامل خرید یک زمین یا ساختمان و انتقال حق مالکیت آن از یک فرد به فرد دیگر ثبت می شود. در فرآیند مذکور هر مرحله ای که به واسطه قانون یا رویه برای انتقال حق مالکیت ضروری است ثبت می گردد.
  • شاخص اخذ اعتبار: شاخص اخذ اعتبار معیارهای مرتبط با میزان دسترسی، کیفیت و به اشتراک گذاری و مبادله اطلاعات اعتباری و همچنین آگاهی افراد نسبت به حقوق قانونی خود را شامل می شود.
  • شاخص حمایت از سرمایه گذاران: این شاخص دارای چهار مولفه شفافیت معاملات (انتشار اطلاعات)، مسئولیت مدیران، توانایی سهامداران در شکایت علیه سوء رفتار و تدبیر مدیران و مسئولین (سهولت شکایت سهامداران) و حمایت از سرمایه گذاران می باشد. دامنه ارزش گذاری این مولفه ها بین 0 تا 10 می باشد.
  • شاخص پرداخت مالیات: شاخص پرداخت مالیات، امور مربوط به اخذ مالیات را از جهت تعداد پرداخت ها، زمان صرف شده برای پرداخت مالیات و نرخ های مالیاتی ارزیابی می کند.
  • شاخص تجارت برون مرزی: این شاخص تمام مراحل الزامی برای صادرات و واردات محموله استاندارد کالا (از جمله تمام مراحل اداری و نیز زمان و هزینه انجام امور) را گردآوری نموده و در واقع سهولت تجارت با خارج، موانع و مشکلات صدور و ورود کالاها را اندازه گیری می نماید.
  • شاخص الزام آور بودن اجرای قراردادها: سهولت اجرای قانون در نظام قضایی و به طور کلی ضمانت اجرای قراردادهای تجاری با شاخص اجرای قراردادها ارزیابی می شود. این شاخص، زمان، هزینه و تعداد مراحل مورد نیاز برای رسیدگی به یک دعوی، صدور رای در مورد آن و اجرای رای صادره را مورد بررسی قرار می دهد.
  • شاخص انحلال یک فعالیت: شاخص انحلال فعالیت ارائه دهنده سختی یا سهولت بعد از ورشکستگی می باشد. بر اساس این شاخص اگر سهامداران امیدوار باشند که می توانند آسان تر سهم بیشتری از دارایی های اولیه خود را پس از ورشکستگی به دست آورند، ریسک سرمایه گذاری کمتر خواهد شد. زمان و هزینه مرتبط و همچنین درصدی از مطالبات سهامداران که پس از ورشکستگی و خاتمه فعالیت به آنها بازگردانده می شود از مولفه های این شاخص است.
  • میزان تاثیر گذاری عوامل موثر بر تغییر مدل کسب و کار: تغییر در مدل کسب و کار از قبل تا به حال خود باعث رشد روزافزون سازمانها و قدرت گرفتن آنها شده است و به سازمان ها، به صورت نسبی ثبات لازم بخشید تا جایی که اکثر صاحبنظران از مهندسی کسب و کار اسم به میان می آورند. مدل کسب و کار استراتژی خاص سازمانها برای کسب درآمد می باشد. در مدل کسب و کار، ایده ها و طرح ها به ارزش اقتصادی و جنبه های مالی تبدیل می شود، از جمله موضوعات و فعالیت هایی که در مدل کسب و کار می توان به آن اشاره کرد اعم از کارآفرینی، سرمایه گذاری و حتی بازاریابی است، که کارآفرینی از ارزش بالایی برخوردار می باشد و سرمایه گذاری به نوعی ریسک محسوب می شود، زیرا کارآفرینی و حتی بازاریابی یک فن و توانایی خاص عنوان می شود. مدل کسب و کار باید زمینه ساز تولید سود برای شرکت باشد. اما موقعیت های جدید و فرصتهای جدید، باعث ناکارآمدی مدل کسب و کار می شود و نوع کسب درآمد را دچار تغییر می کند. عوامل مختلفی اعم از پیشرفت تکنولوژی، وضعیت بازار، فرهنگ و جامعه، سیاست های کلان اقتصادی و البته هر عاملی که بر سلیقه مصرف کننده به عنوان یک کلان عامل تاثیر دارند، در این تغییر دخیل می باشند که در ادامه به توضیح مختصری در رابطه با هر یک از این موارد پرداخته شده است (خان محمدی اطاقسر و همکاران، 1393):
  • سرعت خیره کننده تکنولوژی: تکنولوژی و پیشرفت خیره کننده آن، باعث تغییر در نوع کسب درآمد شرکت ها شده و به آنها به طور نسبی مزیت رقابتی بخشیده است.
  • بازار و عوامل مرتبط: از دیدگاه بسیاری از بازاریابان و اقتصاددانان، بازار مهمترین عامل در اهمیت اثربخشی یک مدل کسب و کار و تغییرات الزامی آن می باشد. بازار را از دیدگاه علمی محلی برای تجمع متقاضیان و مصرف کنندگان معرفی کرده اند که دارای نیازهای مشترک بوده اند و بدین منظور به دادو ستد می پردازند، که بایستی برای تشکیل بازار 4 عامل عرضه کننده، تقاضا کننده، نیاز و قدرت خرید وجود داشته باشد. عدم ثبات بازار و تغییرات ناگهانی بر نیاز مصرف کننده موثر است و این خود تاثیر زیادی بر تولیدات و تغییرات در محصولات شرکت می شود. لذا هر چه تسلط شرکت بر بازار و عوامل بازار بیشتر باشد، احتمال بقاء مدل کسب و کار شرکت نیز بیشتر است.
  • جامعه و فرهنگ: از دیدگاه جامعه شناسی، جامعه شامل مجموعه ای از افراد حقیقی هستند که برای کسب مطلوبیت امرار معاش می کنند. مشخصاً جوامع دارای علائق و باورها و فرهنگ های مختلفی هستند که باعث شکل گیری رفتارها می شود. بنابراین این رفتار و تغییر رفتار (مصرف کننده) می باشد که در تغییر و تنوع نوع کسب و کار شرکت ها موثر می باشد چرا که برای تولید کننده، جامعه یک مصرف کننده بالقوه است که باید آن را بمنظور مصرف محصول خویش بالفعل درآورد. لذا یکی از مهمترین عوامل در تغییر مدل کسب و کار یا بقای آن معطوف به جامعه می باشد. اینکه صاحبین کسب و کار و سازمان ها و شرکت ها، محصولی تولید کنند یا خدمتی ارائه دهند که با جامعه و فرهنگ آن در تضاد نباشد بالطبع دارای مقبولیت کثیری می باشد تا اینکه بخواهند دست به تولید محصول یا ارائه خدمتی بزنند که هیچ سنخیتی با باورهای یک ملت نداشته باشد؛ این شاید در کوتاه مدت جواب دهد اما در بلند مدت قطعاً هیچ اثری از آن نخواهد بود.
  • دولت: تصمیماتی که دولتها در کشورهای خود اتخاذ می کنند، یکی از مهمترین عوامل بقاء یا عدم بقاء بسیاری از شرکت ها مخصوصاً شرکت های فرا ملی می باشد چرا که این تصمیمات به صورت محسوس و نامحسوس در میزان درآمدزایی آنها تاثیر می گذارد.
  • نقش و اهمیت برندسازی در مدیریت و بهبود فضای کسب و کار: موفقیت در یک کسب و کار در اثر عوامل مختلفی بدست می آید که یکی از مهمترین و محوری ترین آنها طراحی و اجرای یک مدل برندینگ در فضای کسب و کار در ابتدای کار است. بر طبق نظریه انجمن بازاریابی آمریکا برند عبارت از: اسم، عبارت، سمبل، طرح و یا ترکیبی از این موارد می باشد. هدف، شناسایی کالا و خدمات از یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و تفکیک کردن آنها از یکدیگر در رقابت های اقتصادی می باشد. از لحاظ فنی برند یک نام، لوگو یا سمبل جدید برای محصول می باشد. برند نام یا نمادی است که با هدف فروش کالاها یا ارائه خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. جان میلر و دیویدمور برند را اینگونه تعریف می کنند: برند نام یا نمادی است که سازمان آن را با هدف ارزش آفرینی برای محصولات حود مورد استفاده قرار می دهد. کریستین ژیواژ در مورد برند این تعریف را ارائه داده است: برند شما تعهد و یا وعده ای است که شما را در هر حرکت و تصمیم گیری سازمانی، در هر اقدام بازاریابی و هر تعامل با مشتری، به او می دهید و در دراز مدت هم تلاش می کنید به آنها وفادار باشید. گاردنر و لوی نیز در سال 1995 یکی از بهترین تعریف های برند را ارائه داده اند: برند مفهومی پیچیده است که دامنه متنوعی از ایده ها و ویژگی ها را در بر می گیرد. برند نه تنها با استفاده از آهنگ خود (و نیز معنی و مفهوم لغوی خود) بلکه مهم تر از آن با استفاده از هر عاملی که در طول زمان با آن آمیخته اند و در جامعه به صورت هویتی شناخته شده و نمود یافته است با مشتری سخن می گوید. همچنین از اواخر دهه 1990 بهبود فضای کسب و کار موضوع اصلی سیاستگذاران اقتصادی بوده است (محمدی و جلالی، 1397).

نتایج

  • نتایج حاصل از پژوهش بررسی شاخص بهبود فضای کسب و کار نشان میدهد که کمبود سرمایه مورد نیاز در بخش تولید یکی از مسائل و مشکلات موجود در کشورهای در حال توسعه می باشد و چنانچه این امر با عدم اطمینان امنیت سرمایه گذاری همراه شود باعث عدم سرمایه گذاری در بخش تولید می گردد. از سویی دیگر، وجود سرمایه های سیال در کشورهای در حال توسعه یکی از عوامل ایجاد کننده بی ثباتی اقتصاد است به گونه ای که با انتقال سرمایه از بازاری به بازار دیگر زمینه ساز نوسانات اقتصادی می گردد. این امر به ویژه در کشورهای در حال توسعه بسیار مشهود می باشد. بنابراین کمبود سرمایه و سیال بودن آن بی ثباتی اقتصاد و مواردی از این دست در فضای کسب و کار تاثیر می گذارد و از این طریق باعث کاهش عملکرد بهره وری کل عوامل تولید گردیده و در نتیجه بر نیروی کار و سرمایه از دیدی دیگر تاثیر می گذارد. از سوی دیگر، بهبود فضای کسب و کار به عنوان بستر ساز خصوصی سازی مطرح می شود، چرا که با بهبود آن زمینه رقابتی عمل کردن نیز فراهم می شود. بطور کلی بهبود فضای کسب و کار از جمله مسائل اساسی در پیشبرد اهداف اقتصادی می باشد و مکمل خصوصی سازی است بگونه ای که با بهبود شرایط کسب و کار، شرایط تولیدی بهبود می بخشد و سرمایه گذاران ترغیب به سرمایه گذاری در پروژه های صنعتی و تولیدی می شوند (اشرفی و فهیمی فر، 1390).
  • تغییر در مدل کسب و کار از قبل تا به حال خود باعث رشد روزافزون سازمانها و قدرت گرفتن آنها شده است و به سازمان ها، به صورت نسبی ثبات لازم بخشید تا جایی که اکثر صاحبنظران از مهندسی کسب و کار اسم به میان می آورند و اینکه کسب و کار چه زمانی تغییر می کند و آیا اساساً به تغییر نیاز دارد در این بین از اهمیت فراوانی برخوردار است که این مورد به انعطاف پذیری شرکت بستگی دارد (خان محمدی اطاقسر و همکاران، 1393).
  • در بازار پر رقابت امروزی برند و برندینگ اصل اساسی در بازاریابی و بهبود فضای کسب و کار است و نتایج نشان داد رشد پایدار هر کسب و کاری نیازمند منابع ملموس و ناملموس است و اهمیت منابع ناملموس به مراتب بیشتر از منابع ملموس است که یکی از این منابع ناملموس برند و برندسازی است. برند شناسنامه یک کسب و کار محسوب می شود و به کسب و کار هویت می بخشد و همچنین برندسازی کسب و کار برای توسعه سیاست گذاری و خط مشی کسب و کار عامل اساسی است زیرا هم باعث رشد و توسعه اقتصادی آن کسب و کار می شود و هم به عنوان مجرایی برای شناسایی هویت کسب و کار عمل می کند. برندسازی کسب و کار برای توسعه سیاست گذاری و خط مشی کسب و کار عامل اساسی است زیرا هم باعث رشد و توسعه اقتصادی آن کسب و کار می شود و هم به عنوان مجرایی برای شناسایی هویت کسب و کار عمل می کند. برندسازی کسب و کار یک راهبرد جامع و بلند مدت در کنار راهبرد توسعه و راهبرد توسعه اقتصادی است که خود شامل سلسله ای از راهبردها، فرآیندها و فعالیت های بهم پیوسته و یکپارچه تشکیل گردیده و در نهایت موجب ارتقای اعتبار و خوشنامی کسب و کار در میان سایر فعالیت های اقتصادی و افزایش توانمندی های رقابتی آن کسب و کار می شود (محمدی و جلالی، 1397).

بحث و نتیجه­ گیری

نتیجه ای که بر اساس پژوهش های انجام شده، حاصل شده است از این قرار است که کسب و کارها از طریق فعالیت های تجاری می توانند در کوتاه مدت به سود برسند ولی برای پایداری در بلند مدت توجه به رفتار اجتماعی، پاسخگویی اخلاقی و در نظر گرفتن منافع دیگر ذینفعان از مسائل مهم در توسعه پایدار کسب و کارها می باشد و از طرفی در عصر حاضر با افزایش جمعیت و تقاضا، شاهد رشد و توسعه صنایع و واحدهای کسب و کار و تولید بوده که در این بین مسائل و مشکلات جدیدی در نتیجه پیامدها و تاثیرات حاصل از این صنایع و واحدهای کسب و کار بر روی محیط زیست و اجتماع، ایجاد شده است. لذا وظیفه ی کسب و کارها فقط منحصر به کسب درآمد و سود و بازده اقتصادی نمی باشد بلکه شامل تمام جنبه های خدمات اجتماعی، محیط زیست و اقتصادی است و به همین ترتیب پایداری کسب و کار از مسائل اصلی و مهم محیط کسب و کار در عصر حاضر می باشد. از طرفی مدل های کسب و کار پایدار به اهداف و ارزش های کسب و کار و سازمان و شرکت، زنجیره ارزش و مدل های اقتصادی برای عمل کردن به وعده های داده شده به مشتریان و جامعه، توجه می کند. لذا بررسی و ارزیابی پایداری ضروری است و گزاره ارزش می تواند ارزش اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی را قابل اندازه گیری کند. لذا کسب و کارهای سنتی برای تبدیل شدن به کسب و کارهای پایدار به دنبال نوآوری می باشند تا از این طریق ایجاد ارزش اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی کنند و بتوانند بهره وری اقتصادی و اکولوژیکی را بهبود بخشیده و ارزش بالاتر و رقابت پذیری و انعطاف بیشتری برای توسعه پایدار کسب و کار داشته باشند.

منابع

  • احمدپور داریانی، محمود. ملکی، علی. (1390). کارآفرینی پیشرفته. تهران. راه دان.
  • اشرفی، ی. فهیمی فر، ف. (1390). بررسی شاخص های بهبود فضای کسب و کار با تاکید بر جایگاه ایران. مجله اقتصادی، ماهنامه بررسی مسائل و سیاست های اقتصادی. شماره 11. صفحات 42-7.
  • بیات، م. سرحدی، ر. شهری، ز. (1394). بهبود رویکرد کسب و کار و توسعه پایدار. اولین کنفرانس بین المللی مدیریت، اقتصاد، حسابداری و علوم تربیتی.
  • خان محمدی اطاقسر، س.ا. محمودی پاتی، م.ر. اسماعیلی، ز. (1393). واکاوی متغیرهای موثر بر تغییر مدل کسب و کار (میزان تاثیرگذاری عوامل تغییر بر فضای کسب و کار). اولین کنفرانس اقتصاد و مدیریت کاربردی با رویکرد ملی.
  • کلابی، ا.م. (1399). مدلسازی عوامل موثر بر پایداری مدل های کسب و کار. نشریه پژوهش های مدیریت عمومی.شماره47.صفحات134-111.
  • مزدا رانی، ه. وزیری ستا، ح. رضائی، م. (1394). فرهنگ فقر مانعی برای رسیدن به توسعه پایدار. کنفرانس بین المللی علوم انسانی، روانشناسی و علوم اجتماعی. مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما.
  • محمدی، ع.ر. جلالی، ع.ر. (1397). تحلیل نقش و اهمیت برندسازی در مدیریت و بهبود فضای کسب و کار. چهارمین کنفرانس ملی پژوهش های کاربردی در علوم مدیریت، اقتصاد و حسابداری ایران.

 

The Second National Conference and the First International Conference on Business Sustainability

Investigating the effective factors in the improvement and sustainable development of the business

1.Donya Ain ali varnos faderani (CEO of Successful Business World Institute)

2.Ebrahim Payandeh najaf abadi (Chairman of the Board of the Successful Business World Institute)

Abstract:

This study aims to investigate the factors affecting the improvement and sustainable development of business. The method of data collection is the method of document mining and referring to databases and the method of data analysis is inferential. The results of this study show that the main goal of all businesses is to increase profits and earn revenue and survive in the global competitive market in the present era, and therefore business owners and companies and organizations to achieve this goal of various business activities. In this regard, they do that a business may achieve the desired profit in the short term, but for long-term sustainability and survival, it is necessary to consider criteria such as social behavior and ethical accountability in line with their business activities. And also pay attention to the consequences and effects of their business activities on the environment and society, because many of the problems and issues that arise in the development of business units are neglect and neglect of these issues. Therefore, in this study, it has been tried to study the factors affecting the improvement as well as maintaining the sustainable development of businesses and different and significant approaches that are done in this regard.

Keywords: Business, business improvement, sustainable business development.