تاثیر صنایع تبدیلی و تکمیلی در توسعه اقتصاد کشاورزی و اشتغالزایی

دومین همایش ملی صنعت و تجاری سازی کشاورزی با تاکید بر پژوهش و توسعه در بنگاه های اقتصادی و صنایع وابسته

تاثیر صنایع تبدیلی و تکمیلی در توسعه اقتصاد کشاورزی و اشتغالزایی

1.دنیا عین علی ورنوس فادرانی (مدیر عامل موسسه دنیای کسب و کار موفق)

2.ابراهیم پاینده نجف آبادی (رئیس هیئت مدیره موسسه دنیای کسب و کار موفق)

 

چکیده:

این پژوهش با هدف بررسی تاثیر صنایع تبدیلی و تکمیلی در توسعه اقتصاد کشاورزی و اشتغالزایی به اجرا در آمده است. روش گردآوری داده ها، روش اسناد کاوی و مراجعه به بانکهای اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی می باشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخش های راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه ای داشته باشد و از طرفی راه توسعه روستاها، ایجاد صنایع تبدیلی در روستاها می باشد زیرا یکی از بهترین روش های توسعه اشتغال و افزایش درآمدهای غیرکشاورزی در مناطق روستایی، ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی و صنایع روستایی است. از سوی دیگر ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی، موثرترین راهکار برای کاهش حجم ضایعات کشاورزی به شمار می رود. زیرا محصولات کشاورزی در کمترین زمان در معرض فاسد شدن قرار می گیرند و به همین علت اگر در تولید محصولات کشاورزی سعی شود که با فرآوری آنها بهترین و باکیفیت ترین محصول را تولید کرد، میتوان ضایعات آن را به حداقل رساند بنابراین عاملی که می تواند آسیب پذیری محصولات کشاورزی را کاهش دهد و ارزش افزوده آنها را زیاد کند و بهره وری از منابع را افزایش دهد، همین صنایع تبدیلی و تکمیلی می باشد. همچنین یکی از بهترین راهکارهای توسعه اشتغال در مناطق روستایی و جلوگیری از مهاجرت بی رویه، کاهش ضایعات محصولات کشاورزی، افزایش ارزش افزوده محصولات و توسعه اقتصادی، اجتماعی مناطق روستایی و همچنین یکی از راهکارهای جلب سرمایه گذاری خارجی همین توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی است که باعث رونق اقتصاد کشاورزی و اشتغالزایی می شود.

واژه های کلیدی: صنایع تبدیلی، صنایع تکمیلی، توسعه اقتصادی کشاورزی، اشتغالزایی.

مقدمه

توسعه کشاورزی به عنوان کانون و محور اصلی توسعه کشور، از نقش و جایگاه ویژه ای برخوردار است و صنایع وابسته به کشاورزی را می توان به عنوان شرط لازم و محرک توسعه این بخش، محسوب داشت. به علاوه، جایگاه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی در کشور ما به دلیل مقتضیات جهانی، حضور در بازارهای منطقه ای و بین المللی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی روز به روز از اهمیت بیشتری برخوردار می شود (نوری و نیلی پور طباطبایی، 1385). منشا اکثر فنون نگهداری مواد غذایی که امروزه در صنعت کاربرد دارد، به قبل از تاریخ و زمانی که بشر به فکر حفظ غذا برای مواقع قحطی یل بهبود قابلیت خوراکی غذا برآمد، بر می گردد. صنایع تبدیلی از قرن 19 و 20 به خاطر نیاز در عملیات نظامی پیشرفت فوق العاده ای کرده است. در قرن 20 و بعد از جنگ جهانی دوم به خاطر مصرف مواد غذایی فرآیند صنایع غذایی مثل آبمیوه، کنستانتره و خشک کردن پیشرفت فوق العاده ای کرده است (پورجبرئیل و همکاران، 1393). صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی به صنایعی گفته می شود که به فرآوری و عمل آوری محصولات نباتی و حیوانی از جمله زراعی، باغی، شیلاتی، دام و طیور، جنگل و مرتع می پردازد و در تعریف فرآوری آمده که در برگیرنده تغییرات فیزیکی، شیمیایی، نگهداری، بسته بندی و توزیع است. بدین وسیله ماندگاری محصولات را بیشتر و مصرف و عرضه آن را مناسب تر نمود و در مجموع از طریق این نوع صنایع ارزش اقتصادی محصولات را بالاتر برد. به عبارتی دیگر میتوان تعریف دیگری از صنایع تبدیلی به این شرح ارائه داد: صنایعی که فرآورده های کشاورزی و دامی را تبدیل به مواد و کالای نیمه ساخته و یا آماده مصرف می سازد را صنایع تبدیلی می نامند. صنایع تبدیلی و تکمیلی یکی از شاخه های مهم رشته کشاورزی به شمار می آید.

قنبری و داودیان (1393)، بدون تردید رونق صنایع تبدیلی یکی از سودمندترین ارتباطات بین دو بخش صنعت و کشاورزی است. این صنایع از میزان بیکاری های دایمی و فصلی در مناطق روستایی می کاهد. همچنین زمینه مناسب جهت توسعه بخش کشاورزی را فراهم آورده و به افزایش تولیدات، بهره وری، ایجاد فرصت های شغلی، تامین نیازهای اساسی، پیوند با دیگر بخش های اقتصادی و کاهش نابرابری های منطقه ای منجر خواهد شد. لذا این گونه صنایع می توانند پیش نیاز استراتژی صنعتی شدن و تامین کننده امنیت غذایی در کشور باشند، بسیاری از کشورها از جمله هند و پاکستان دریافته اند که برای سرعت بخشیدن به روند صنعتی شدن، اولویت باید به رشد و ایجاد صنایع کوچک و متوسط داده شود نه صنایع بزرگ، طبق تحقیقات صورت گرفته حدود 60% نیروی کار جهان در بخش صنایع کوچک و متوسط مشغول فعالیت می باشند.

رضایی (1385)، هدف از ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی، ایجاد تعادل، استفاده از منابع موجود، تامین نیازمندی های روستاییان در خود روستا، افزایش سطح رفاه جامعه روستایی و جذب نیروهای منفعل روستاها است که به خاطر نابرابری های موجود ناشی از اقتصاد ناسالم و در پی کسب فرصت های شغلی دست به مهاجرت می زنند. گسترش صنایع تبدیلی می تواند از پتانسیل های مناطق روستایی به نحو مطلوبی بهره گیری نماید و باعث استفاده بهتر از اوقات فراغت روستاییان، بهره گیری از تولیدات مختلف روستایی، نگاه علمی به تولیدات و بهره برداری اقتصادی از آنها، افزایش درآمد روستاییان، تنوع بخشی به اقتصاد روستایی، کاهش فاصله شهر و روستا، توسعه درون زای مناطق روستایی، کاهش مهاجرت و بیکاری آشکار و پنهان، دسترسی به زمین، مواد اولیه، نیروی انسانی و زیرساختهای اولیه ارزان قیمت و نهایتاً تولیدات ارزان تر شود. بنابراین ایجاد و گسترش صنایع روستایی و به خصوص صنایع تبدیلی که گام اول آن امکان سنجی اینگونه صنایع می باشد، لازم و ضروری بنظر می رسد تا تمرکز زدایی به معنای واقعی عملی گردد و از فرصت ها و مزیت های نسبی مناطق در جهت توسعه موزون منطقه ای و همه جانبه بهره گیری شود.

روش

صنایع تبدیلی در کشاورزی از آن جهت که موضوعات مرتبط با غذا، کشاورزی و صنایع وابسته به آن، همیشه در محافل اقتصادی مطرح شده است، مهم می باشد. صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی به صنایعی گفته می شوند که با انجام کارهای مختلف روی محصولات زراعی، باغی، دامی، طیور، شیلات، جنگل و مرتع، باعث افزایش ارزش اقتصادی این محصولات شوند. در حقیقت در این صنعت، انواع محصولات کشاورزی و دامی را به مواد مختلف و قابل مصرف تبدیل می کند و رابطه با ارزشی بین کشاورزی و صنعت، ایجاد خواهد شد. صنایع تبدیلی به دلیل به کارگیری محصولات کشاورزی به عنوان مواد اولیه می تواند عاملی برای استفاده بهتر از این محصولات تلقی گردد. ایجاد و گسترش صنایع تبدیلی دارای برخی اثرهای اقتصادی از جمله ایجاد ارزش افزوده، ایجاد اشتغال، ایجاد درآمدهای ارزی و همچنین استفاده بیشتر از محصولات کشاورزی و به این ترتیب جلوگیری از اتلاف و ضایع شدن محصولات می گردد. صنایع تبدیلی از دو جنبه موجب ایجاد ارزش افزوده می شود که عبارتند از: 1.ارزش افزوده ایجاد شده در بخش، صرف افزایش افزوده های خود بخش می شود. 2.به دلیل رابطه ای که با بخش های دیگر دارد موجب ایجاد ارزش افزوده در این بخش ها می گردد. از آنجایی که صنایع تبدیلی از محصولات کشاورزی به عنوان ماده اولیه استفاده می نماید، گسترش و توسعه صنایع مذکور موجب افزایش تولید و یا افزایش استفاده از تولیدات گردیده و بطور غیرمستقیم ایجاد ارزش افزوده خواهد نمود. طبقه بندی صنایع تبدیلی و تکمیلی به شرح ذیل می باشد:

  • محصولات دامی: صنایع تبدیلی و تکمیلی دامی شامل فرآورده های لبنی، کشتارگاه دام و طیور، بسته بندی گوشت و مرغ و فرآورده های گوشتی می باشد.
  • محصولات شیلاتی: صنایع تبدیلی و تکمیلی محصولات شیلاتی شامل کنسرو ماهی، عمل آوری ماهی و میگو، پودر ماهی می باشد.
  • محصولات زراعی: صنایع تبدیلی و تکمیلی محصولات زراعی شامل آردسازی، برنجکوبی، رب گوجه فرنگی، بسته بندی حبوبات و غلات، ماکارونی، کیک و کلوچه، آرد گندم و برنج، ترشی ها و شوری ها، روغن کشی از دانه های خام، فرآورده های سیب زمینی و … می باشد.
  • صنایع محصولات باغی: صنایع تبدیلی و تکمیلی محصولات باغی شامل بسته بندی خرما، بسته بندی و عمل آوری پسته، خشکبار، عرقیات و اسانس، لواشک، بسته بندی میوه، کمپوت، فرآورده های زیتون، بسته بندی زعفران، گیاهان دارویی، سایر (تولید سرکه، آبلیمو، مربا، بسته بندی چای، بسته بندی قارچ و …) می باشد.

از مشکلات عمده در حوزه کشاورزی وجود مقدار زیادی ضایعات است که این مقدار ضایعات حدود 35 تا 40 درصد از 130 میلیون تن کل تولیدات کشاورزی را شامل می شود. تازه خوری (خام فروشی) یکی از روش های مصرف محصولات کشاورزی است که حذف کامل آن از سبد مصرف مواد غذایی امکانپذیر نیست. برای کاهش ضایعات و بالا بردن ارزش افزوده و افزایش کیفیت باید به سورتینگ و بسته بندی روی آورد. یکی از این راهکارهای ایجاد ارزش افزوده در بخش کشاورزی و ارتقاء سطح اقتصادی تولید کنندگان، استقرار صنایع فرآوری است.

رحمانی (1385)، با در نظر گرفتن این واقعیت که بازار اکثر محصولات باغی تولید شده در کشور به مرحله مازاد رسیده و با توجه به کیفیت بالای محصولات باغی ایران و همچنین دسترسی به نیروی کار نسبتاً ارزان در کشور، توسعه و مدرنیزاسیون صنایع تبدیلی باغی که قابلیت صادرات دارند، موجب توسعه بخش کشاورزی خواهد گردید. در بررسی هایی که در این زمینه انجام گردید این نتیجه به دست آمد که درصد جذب ماده خام نسبت به کل تولید (حتی با فرض عملکرد در حد 100% ظرفیت کارخانه های مذکور) در اغلب موارد بسیار کم است و با وجود فعالیت کارخانه های موجود، همچنان 30% از محصولات باغی تولید شده که در تولید بسیاری از آنها دارای مزیت نسبی هستند به صورت ضایعات از چرخه مصرف و صادرات خارج می شود. در این بین بطور کلی کارخانه های فعال در زمینه صنایع تبدیلی را که در کشور فعال هستند می توان بصورت زیر تقسیم بندی کرد:

  • کارخانه هایی که در حد استانداردهای قابل قبول فعالیت می کنند. این واحدها توسط مدیران موفقی اداره می شود که محصولات تولیدی آنها با استانداردهای ملی و بین المللی مطابقت دارند. بسیاری از این کارخانه های دارای عمر بیش از 20 سال بوده و در برخی از آنها به منظور استمرار انطباق با استانداردهای جهانی، نیاز به مدرن سازی تجهیزات و لوازم کارخانه ای وجود دارد.
  • کارخانه هایی که می توان آنها را جهت ارتقای کیفیت محصولات تولیدی تا حد رسیدن به استانداردهای بین المللی یاری بخشید.
  • کارخانه های در مقیاس های کوچک و کارگاه های تولیدی که به دو دسته زیر تقسیم می گردند:

1-کارگاه هایی که بصورت رسمی و با مجوز دولتی کار می کنند که می توان آنها را جهت مدرن سازی و ارتقای کیفیت و دستیابی به استانداردهای ملی جهت عرضه محصول در بازارهای داخلی کمک کرد.

2-کارگاه های غیرمجاز تولید محصولات غذایی که یا باید آنها را تعطیل کرد و یا جهت ارتقای کیفیت تولید محصولات به آنان کمک کرد تا شرایط لازم جهت اخذ مجوز فعالیت دریافت نمایند.

در این بخش از مقاله، به بررسی راهبردهای توسعه با تاکید بر صنعتی شدن پرداخته می شود، که به قرار ذیل می باشد (حبیب نژاد لوجندی، 1394):

  • نظریه رشد متعادل:

نظریه رشد متعادل در اوایل دهه 1950 مطرح شد، نورکز و روزن اشتاین از جمله طراحان این نظریه هستند. نظریه رشد متعادل تاکید خاصی به وجود صرفه جویی های خارجی و وجود وابستگی  پیوند متقابل بین بخش های مختلف در نظام اقتصادی دارند. منظور از صرفه جویی، منافعی است که بطور ناخواسته در اثر فعالیت یک فرد و یا یک گروه و یا یک بنگاه نصیب فرد یا گروهی می شود که در آن فعالیت، هیچ نقشی ندارد.

  • نظریه رشد نامتعادل:

هیرشمن و همچنین طرفداران نظریه رشد نامتعادل معتقدند که نظریه رشد متعادل نیازمند سرمایه گذاری وسیع و همزمان است. در حالی که مشکل اصلی کشورهای توسعه نیافته کمبود سرمایه است با توجه به کمبود سرمایه و سرمایه های موجود بایستی این سرمایه ها در دسترس بخش ها یا صنایعی قرار داده شود که بتوانند نقش لوکوموتیو را برای سایر بخش ها یا صنایع ایفاء کرد.

  • نظریه صنعتی شدن:

در این راهبرد به ایجاد و توسعه صنایع اعم از کالاهای مصرفی و صنعتی و کالاهای سرمایه ای تاکید ویژه ای دارد. در راهبرد صنعتی شدن، سیاست جانشینی واردات مورد توجه زیادی قرار می گیرد. در سیاست جانشینی واردات تولید کالاهای وارداتی و کاهش واردات کالاهای مذبور دنبال می شود و صاحب نظران در این زمینه معتقدند که در جریان اعمال سیاست جانشینی واردات بهتر است که کشورهای در حال توسعه برای صنعتی شدن در سطوح ساده تر آغاز کنند تا به تدریج زمینه و فرهنگ لازم صنعتی شدن فراهم شود و از آنجا فرآورده های اولیه آنها با هزینه بیشتر و کیفیت کمتر صورت خواهد گرفت، بنابراین امکان رقابت در بازارهای بین المللی آن کالاها برای این کشورها وجود ندارد اما میتواند تا حدی جوابگوی بازارهای داخلی باشد (مطیعی لنگرودی و نجفی کانی، 1385).

نتایج

لیاقت (1398)، با تاسیس صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، کارخانجات می توانند با کشاورزان قرارداد ببندند و با قیمت مشخص و تضمین شده محصول را بخرند در حالی که هم اکنون به دلیل نبود این صنایع (زیرساختهای مناسب در این رابطه) کشاورزان با ریسک تولید می کنند. ایجاد صنایع فرآوری محصولات کشاورزی و دامی از ضایعات محصول به خصوص برای محصولاتی همچون پیاز، سیب زمینی، گوجه فرنگی و … که فسادپذیری بالایی دارند و در فصولی از سال تولید زیادی دارند، جلوگیری می کند. توسعه صنعت فرآوری و بسته بندی زنجیره بازاریابی در بخش کشاورزی را کامل می کند و همچنین باعث اشتغال فارغ التحصیلان و دست اندرکاران بخش های مرتبط با کشاورزی می شود و از طرف دیگر بهبود کیفیت محصولات کشاورزی و همچنین زمینه انتخاب مصرف کننده را گسترش دهد.

به طور خلاصه اهداف ایجاد و گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی و روستایی عبارتند از:

  • کمک به بهبود سطح زندگی روستاییان از طریق افزایش درآمد سرانه آن.
  • حرکت در جهت استفاده بهینه از امکانات و منابع موجود در مناطق روستایی.
  • تولید بخشی از کالای مورد نیاز کشور در مناطق روستایی.
  • کاهش ضایعات محصولات کشاورزی و ایجاد ارزش افزوده بالاتر برای محصولات.
  • ایجاد زمینه های مناسب جهت افزایش مهارت ها و شکوفایی استعدادهای روستاییان.
  • کمک به کنترل مهاجرتهای بی رویه و کاهش ناهنجاری های اجتماعی.
  • جلوگیری از خروج ارز برای ورود مواد غذایی به کشور.
  • کمک به افزایش صادرات غیرنفتی کشور.
  • افزایش بهره وری نیروی انسانی و سرمایه.
  • ایجاد اشتغال مولد و پایدار.
  • تامین مواد غذایی و عرضه آن در خارج از فصل تولید.
  • عرضه بهداشتی تر محصولات غذایی.

و پیشنهادها جهت ارتقاء وضعیت صنایع کشاورزی و فعالیتهای مدیریتی صنایع تبدیلی و غذایی به شرح زیر می باشد:

  • ایجاد بستر لازم در جهت سرمایه گذاری بخش صنایع تبدیلی و غذایی در استان ها با تخصیص تسهیلات ارزان قیمت.
  • تخصیص اعتبار جهت انجام تحقیقات در زمینه صنایع تبدیلی و غذایی از محل 3درصد اعتبار نفت و گاز.
  • تخصیص اعتبار جهت اجرای طرح های پایلوت با توجه به محصولات تولیدی شهرستان ها.
  • انجام مشاوره قبل و از اجراء طرح، در حین اجراء طرح و پس از اجراء طرح.
  • بازدید دوره ای از واحدهای صنایع کشاورزی استان ها و پی گیری موارد مرتبط با واحدهای صنعتی.
  • مطرح نمودن مسائل و مشکلات واحدهای صنعتی در کارگروه رفع موانع تولید.
  • معرفی واحدهای صنایع جهت اخذ تسهیلات ابلاغی.

اقبالی و همکاران (1394)، بدون تردید ایجاد صنایع تبدیلی یکی از سودمندترین راه ارتباطات بین دو بخش صنعت و کشاورزی است. این صنایع از میزان بیکاری های دایمی و فصلی در مناطق روستایی می کاهد. همچنین زمینه مناسب جهت توسعه بخش کشاورزی را فراهم آورده و به افزایش تولیدات، بهره وری، ایجاد فرصت های شغلی، تامین نیازهای اساسی، پیوند با دیگر بخش های اقتصادی و کاهش نابرابری های منطقه ای منجر خواهد شد. لذا این گونه صنایع می تواند پیشنیاز استراتژی صنعتی شدن و تامین کننده مواد غذایی در کشور باشد. صنایع غذایی بیش از 58% صنایع تبدیلی و تکمیلی مربوط به بخش کشاورزی را تشکیل می دهد و با توجه به آثار مستقیم و غیرمستقیم این صنایع از نظر تولید و اشتغال که در بخش کشاورزی بر جای می گذارد و موجب رشد و شکوفایی، در سطح کلان اقتصاد می شود. اهمیت صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی را زمانی میتوان دریافت که توجه شود بعد از صنایع سنگین، صنایع غذایی از نظر وسعت و گستردگی، دومین مقام را در جهان دارا هستند. صنایع غذایی استراتژیک، غلات، قند، لبنیات و روغن را نیز در بر می گیرد. درضمن با توجه به میزان ارزش افزوده در این صنایع که با ارزش افزوده در صنایع پتروشیمی برابری دارد، با جایگزینی صدور این محصولات به جای صدور قسمتی از نفت، می توان به شکوفایی اقتصادی نزدیک تر شد. در اقتصاد کشاورزی معاصر، صنایع تبدیلی عامل مهمی در فرآوری محصولات کشاورزی می باشد که از یک سو، ارزش افزوده محصولات اولیه بخش را ارتقاء می دهد و از سوی دیگر محصولاتی به بازار ارائه می کند که با استفاده از تکنولوژی مدرن به دست آمده اند.

بحث و نتیجه گیری

با توجه به نیاز توسعه روستاها و نیاز روزافزون جامعه به غذا و رشد جمعیت و کاهش منابع غذایی، یکی از مهمترین مسائلی که توجه دولتمردان، اندیشمندان و محققان را به خود معطوف داشته است لزوم گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی روستایی است. در این زمینه صنایع تبدیلی با بکارگیری محصولات کشاورزی به عنوان مواد اولیه می تواند عاملی برای توسعه روستاها و استفاده بهتر از این محصولات تلقی شود. بسیاری از محصولات کشاورزی دارای زمان تولید و مصرف متفاوتی هستند. تولید یا برداشت آنها معمولاً در یک زمان مشخص و کوتاه، ولی مصرف در زمان طولانی تری صورت می گیرد. صنایع تبدیلی می تواند با حفظ و نگهداری محصولات، در آنها به گونه ای تغییر و تبدیل ایجاد نماید که امکان مصرف شان در طی سال میسر باشد. اصولاً در تعریف صنایع تبدیلی می توان به مجموعه فعالیت های صنعتی که با فرآوری محصولات کشاورزی از طریق تغییرات فیزیکی و شیمیایی، ذخیره سازی، بسته بندی و توزیع، به تبدیل و نگهداری آنها کمک می کند، اشاره کرد. صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی در جلوگیری از ضایعات محصولات کشاورزی، ایجاد ارزش افزوده در بخش کشاورزی، افزایش سطح درآمد روستاییان، بالا بردن بهره وری بخش کشاورزی و افزایش سهم اشتغال صنعتی در مناطق روستایی و نیز به عنوان جزئی از فرآیند توسعه روستایی ایفای نقش می کند. این صنایع در فرآیند توسعه کشور نقش کلیدی داشته و توجه بیشتر به آن، تسریع در رشد و توسعه کشاورزی و اقتصادی کشور را در پی خواهد داشت. با وجود این، موضوع صنایع تبدیلی و تکمیلی علی رغم اهمیت آن، در ایران مقوله نسبتاً جدید است که هنوز آن گونه که شایسته بخش کشاورزی و اقتصاد ملی است، مورد حمایت و هدایت قرار نگرفته است. لذا بایستی برای انجام و تحقق این مهم، تمامی کشاورزان و تولیدکنندگان با کمک و یاری مسئولین، متخصصین در این حوزه، سرمایه گذاران و کارآفرینان دست به اقدامات اثربخش زده و سعی در رفع نقاط ضعف، موانع و مشکلات کرده و با استفاده از تکنولوژی های نوین و مدرن در بخش کشاورزی و تولیدات کشاورزی سعی در افزایش تولیدات باکیفیت با بهره وری بالا کنند تا از این طریق بتوانند علاوه بر  در دست گرفتن بازار داخلی از طریق کاهش واردات، به بازار جهانی نیز قوی تر از گذشته ورود کرده و بتوانند با افزایش صادرات گامی در رونق توسعه اقتصادی و اشتغالزایی کشور بردارند.

 

منابع

  • اقبالی، ج. کلانتری. خ. مطیعی. ن. (1394). نقش صنایع تبدیلی و تکمیلی در توسعه کشاورزی و امنیت غذایی پایدار. سومین همایش ملی انجمن های علمی دانشجویی رشته های کشاورزی و منابع طبیعی.
  • پورجبرئیل، س. یعقوبی، ج. میرک زاده، ع. ا. قیدی، ا. (1393). تحلیل جایگاه انرژی در صنایع تبدیلی و تکمیلی. پنجمین کنگره علوم ترویج و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی ایران و اولین کنفرانس بین المللی خدمات مشاوره ای روستایی در آسیا و اقیانوسیه: تسهیل اطلاعات و نوآوری ها برای توانمندسازی کشاورزان خانوادگی، دانشگاه زنجان.
  • حبیب نژاد لوجندی، س. صالحی تپوک، ر. کوهستانی، ح. (1394). جایگاه و نقش صنایع تبدیلی در توسعه مناطق روستایی. اولین کنگره ملی توسعه و ترویج مهندسی کشاورزی و علوم خاک ایران.
  • رضایی، ج. (1385). امکان سنجی استقرار صنایع تبدیلی و تکمیلی فرآورده های دامی در استان ایلام. پژوهش های جغرافیایی، شماره 61، صفحات 191-179.
  • رحمانی، م. (1385). بررسی نقش صنایع تبدیلی در کاهش ضایعات و توسعه صادرات محصولات کشاورزی باغی. روند، صنعتی شدن، صنایع خدماتی و تولیدی، انتخاب تکنولوژی، شماره 49.
  • قنبری، ش. داودیان، د. (1393). بررسی عوامل تاثیرگذار بر بازاریابی صنایع تبدیلی استان کرمانشاه (با استفاده از نظریه 4P بوردن). اولین کنفرانس بین المللی مدیریت، حسابداری و اقتصاد، موسسه بین المللی علوم و فناوری حکیم عرفی شیراز، شیراز، ایران.
  • لیاقت، م. (1398). اهمیت صنایع تبدیلی و غذایی بخش کشاورزی. سازمان جهاد کشاورزی فارس.
  • مطیعی لنگرودی، س. ح. نجفی کانی، ع. ا. (1385). بررسی و ارزیابی اثرات شهرک ها و نواحی صنعتی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی نمونه موردی: شهرستان بابل. پژوهش های جغرافیایی. صفحات 165-147.
  • نوری، ه. ا. نیلی پور طباطبایی، ش. (1385). اولویت بندی توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی با استفاده از روش دلفی شهرستان فلاورجان استان اصفهان. فصلنامه پژوهش های جغرافیایی، صفحات 77-16.

 

 

The Second National Conference on Agricultural Industry and Commercialization with emphasis on research and development in enterprises and related industries

The impact of conversion and complementary industries on the development of agricultural economy and job creation

1.Donya Ain ali varnos faderani (CEO of Successful Business World Institute)

2.Ebrahim Payandeh najaf abadi (Chairman of the Board of the Successful Business World Institute)

Abstract:

This study aims to investigate the impact of conversion and complementary industries on the development of agricultural economy and job creation. The method of data collection is the method of document mining and referring to databases and the method of data analysis is inferential. The results of this study show that the agricultural sector is one of the strategic sectors that is given special assistance in all countries and the government should provide special assistance to the agricultural sector and on the other hand, the development of villages, creating conversion industries in rural areas. Because one of the best ways to develop employment and increase non-agricultural incomes in rural areas is to create and develop conversion and complementary industries in agriculture and rural industries. On the other hand, creating conversion and complementary industries is the most effective way to reduce the volume of agricultural waste. Because agricultural products are exposed to spoilage in the shortest time, and therefore if the production of agricultural products tries to produce the best and highest quality product by processing them, its waste can be minimized, so the factor that can damage Reduce the resilience of agricultural products and increase their added value and increase resource productivity, these are the conversion and complementary industries. Also, one of the best ways to develop employment in rural areas and prevent uncontrolled migration, reduce agricultural waste, increase the added value of products and economic, social development of rural areas and also one of the ways to attract foreign investment is the development of conversion and complementary industries. It is agriculture that promotes the agricultural economy and job creation.

Keywords: Transformation industries, complementary industries, economic development of agriculture, job creation.