تکنیکهای نوآوری خلاقانه در تمام ابعاد و بهره وری حداکثری از منابع در جهت رشد و توسعه کارآفرینی در سازمانها

چهارمین کنگره ملی دوسالانه روان شناسی صنعتی و سازمانی با تاکید بر اثربخشی و سلامت روانشناختی محیط های کار

تکنیکهای نوآوری خلاقانه در تمام ابعاد و بهره وری حداکثری از منابع در جهت رشد و توسعه کارآفرینی در سازمانها

1.دنیا عین علی ورنوس فادرانی (مدیر عامل موسسه دنیای کسب و کار موفق)

2.ابراهیم پاینده نجف آبادی (رئیس هیئت مدیره موسسه دنیای کسب و کار موفق)

 

چکیده:

در عصر حاضر سازمان ها در میانه انقلاب جهانی کارآفرینانی قرار دارند. تقریبا در تمامی ملت ها، صنایع و تمامی بازارها، کارآفرین ها با فرضیات موجود درگیر بوده و ارزش ها را در روش های جدید خلق می نمایند. نه تنها نرخ های شروع بکار برای سرمایه گذاری ها در تمامی مدت سرمایه گذاری بالا است، بلکه در بیشتر صنایع نرخ معرفی محصولات و خدمات جدید در بالاترین سطوح رکورد خود قرار دارد. مورد مشابه را می توان برای ثبت اختراعات و مجوزهای صادر شده برای محصولات و فرآیندهای جدید نیز دید. توسعه، بکارگیری و ارتقای فنآوری های جدید با سرعت نفس گیری در حال رخ دادن است. اشکال جدید سازمان های تجاری و روابط تجاری تقریبا هر روز ظاهر می گردد. اندیشه و اقدامات کارآفرینانه در تجارت ها در حال تغییر است. مهم نیست که سازمان بزرگ باشد و یا کوچک، زیرا کارآفرینی آنچه تولید می کند، نحوه تولید آن، مشتریان و چگونگی توزیع آن را تحت تاثیر قرار می دهد. همزمان با افزایش قابل توجه سرمایه گذاری ها، محصولات، فنآوری ها و ثبت اختراعات جدید بصورت جهانی، سازمان های موجود با یک انتخاب حیاتی و بنیادی روبرو هستند و آن اینست که قربانی این انقلاب تکاملی باشند و یا می توانند به این انقلاب بپیوندند. این روزها سازمان ها نمی توانند ایستا باشند. تغییر پیوسته، انطباق و بازتعریف جهت گیری ها و فرآیندها در سازمان ها ضروری است. البته در عصرکارآفرینانه امروزی، سرعتی که سازمان ها باید متناسب با آن خود را تغییر دهند رو به افزایش است. پژوهش ها نشان مي دهد كه سازمان هایی كه تأكيد بيشتری بر نوآوری دارند نسبت به ديگر سازمان ها موفق تر هستند، به همين دليل در چند دهه اخير، توجه به نوآوری به يک ضرورت غيرقابل اجتناب تبديل شده است چرا كه سازمان ها از طريق نوآوری می توانند شاخص های مزيت رقابتی خود را بهبود و توسعه ببخشند. البته بایستی توجه داشت که قطعی ترین راه برای شکست خوردن، تمرکز صرف بر روی محصولات است و اینکه نوآوران موفق از گونه های مختلف نوآوری استفاده می کنند. نوآوران موفق، الگوهای نوآوری در صنعت خود را تحلیل می کنند، سپس برای نوآوری، انتخاب های هوشمندانه و سنجیده ای به طرق مختلف انجام می دهند و نیز از طریق این تجزیه و تحلیل نوآوری می توان به علت شکست عمده ی نوآوری های پیشین پی برد. لذا در این مقاله به تدوین و تشریح تکنیک های نوآوری خلاقانه در تمام ابعاد و بهره وری حداکثری از منابع که باعث موفقیت هر چه بیشتر و سریعتر سازمان ها در عرصه بازار رقابتی می شود و به تبع آن رشد و توسعه کارآفرینی را به دنبال خواهد داشت، پرداخته می شود.

واژگان کلیدی: کارآفرینی، تکنیکهای نوآوری، کارآفرینی سازمانی، نوآوری خلاقانه.

  • مقدمه:

گسترش فرآيند جهانی شدن و فناوری های نوين اطلاعاتی و ارتباطی و همچنين تغييرات ناشی از آنها، شرايط حاكم بر سازمان ها را به فضايی رقابتی بدل كرده است. فضايی كه به شدت ناهمگون و غيرقابل پيش بينی است. بنابراين در اين فضای رقابتی، سازمان هايی موفق خواهند بود كه بتوانند با به كارگيری اين فناوری های نوين و پيشرفته و سازگاری با آنها، حداكثر استفاده را از منابع موجود خود ببرند. در اين زمينه سازمان های نوآور با داشتن ويژگی های منحصر به فردی مانند سازگاری با محيط، تنوع طلبی، ريسك پذيری، آموزش و يادگيری مداوم در سازمان، ارائه ايده ها و ديدگاه های نوين به طور مستمر و نهادينه شدن فرهنگ پيشرفت و نوآوری در سازمان، نه تنها به سرعت مي توانند با تغييرات ناشي از گسترش فرايند جهانی شدن و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی سازگار و هماهنگ شوند، بلكه به طور مؤثری می توانند باعث ايجاد تغييرات در محيط سازمان شده و حتی در مواقعی آن را در راستای اهداف خود هدايت كنند، در واقع می توان گفت كه گسترش و پيشرفت فناوری های اطلاعات و ارتباطات تمام جوانب زندگی را تحت تأثير قرار داده است و بشر را با عدم اطمينان های فراوانی رو به رو ساخته است. سازمان ها نيز به عنوان اجتماعات انسانی از تأثيرات اين تغييرات مبرا نبوده و به طور مداوم در حال واكنش نشان دادن به اين تغييرات می باشند. بنابراين در اين شرايط سازمان هايی موفق خواهند بود كه بتوانند با فراهم آوردن شرايط و فرصت های مناسب برای بروز افكار نو و ابتكاری و كاربرد آنها، محيط بيرونی را در راستای اهداف خود هدايت كنند. امروزه سازمان های پسا صنعتی سازمان های مبتنی بر دانش هستند كه بقا و موقعيت شان امروزه ، وابسته به خلاقيت، نوآوري، كشف و ابتكار مي باشد (Martins & Terblanch, 2003). نوآوري به طور فزاينده اي به عنوان يكي از فاكتورهاي اصلي موفقيت دراز مدت شركت در بازارهای رقابتی محسوب مي شود. دليل اين امر آن است كه شركت های با ظرفيت ايجاد نوآوری قادرند سريعتر و بهتر از شركت های غيرنوآور به چالشهای محيطی پاسخ دهند (Jimenez et al, 2008).

  • نوآوری سازمانی و دلایل ضرورت توجه به آن در سازمان ها:

نوآوری از جمله واژه هایی است که تعریف جامعی ندارد و معنی آن در طول زمان دچار تغییر شده است (kargarshoraki, 2011). بهبود و نوآوری مستمر و فراگیر در واقع نوعی کندو کاو منظم برای یافتن شیوه ها و پاسخ های نو به فشارها و تغییر و تحولات محیطی است، چرا که در محیط های پیچیده و متحول امروزی دیگر واکنش های تکراری برای رویارویی با این تغییرات کارآمد نبوده و دایم باید در جستجوی راه های جدید برای واکنش در برابر محیط برآمد. به عبارتی آن دسته از سازمان ها و نظام ها میتواندد در محیط پیچیده و پویا به بقای خود ادامه دهند که بطور مستمر قادر باشند ایده ها و طرح های جدیدی را که لازمه مقابله با فشارها و تحولات محیطی است، ایجاد و منتشر کنند (soltani tirani, 2000). نوآوری به عنوان اصل حیاتی در زندگی امروزه، تعابیر گوناگونی دارد، از جمله القا، الهام بخشی، خلاقیت،بازآفرینی، تغییرات پیچیده و فشرده در فرآیند یادگیری و زیباتر از همه تعابیر، سفر به ناشناخته ها است (darvishpoor, 2009). مفهوم نوآوری توجه تعداد زیادی از محققان را به خود جلب کرده است. مطابق نظر دی جونگ این مفهوم برای اولین بار توسط شومپیتر در سال 1934 میلادی در نظر گرفته شده که آن با توصیف نوآوری به رسمیت شناخته شده است و به عنوان فرآیند ایجاد نام تجاری جدید، محصولات، خدمات و فرآیندها و تاثیر آن بر توسعه اقتصادی بوده است از آن به بعد دانشمندان گوناگون به تشریح متفاوتی از این مفهوم برای بقای طولانی مدت سازمان ها پرداخته اند و نوآوری به عنوان عامل بسیار مهمی در نظر گرفته شده است (khan et al, 2009). منظور از نوآوری، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارتی دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرآیند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است (dostmohamadian et al, 2011). چن و همکاران معتقدند که نوآوری به معرفی ترکیب جدیدی از عوامل اساسی تولید در درون سیستم تولیدی اشاره دارد (chen et al, 2004). وانگ نوآوری سازمانی را به عنوان توسعه یا پذیرش یک ایده یا رفتار در عملیات کسب و کار که برای کل سازمان تازگی دارد اطلاق می شود (wong, 2007). گویال و آخلیش معتقدند که نوآوری اجرای موفق ایده های خلاق در درون سازمان است (goyal & Ahkilesh, 2007). ون دوون در تعریف خود به نقش فرد و سازمان تاکید دارد و نوآوری را توسعه و اجراء ایده های جدید توسط افرادی میداند که در یک زمینه نهادی با هم در ارتباط متقابل می باشند (von, 1983). یوساوانیتچاکیت نوآوری به طور کلی شکل گیری ایده، پذیرش و پیاده سازی ایده های جدید در فرآیندها، محصولات و خدمات و میل به تغییر از طریق اتخاذ تکنولوژی ها، منابع، مهارت ها و سیستم های مدیریتی جدید است(Ussahawanitchakit, 2008). گذشته از تفاوتی که در دیدگاه های موجود بر سر تعریف مفهوم نوآوری وجود دارد اما بر اهمیت و جایگاه ارزشمند این جریان هیچ شکی وارد نیست و مکتب های گوناگون، جنبه های متنوع نوآوری را ستوده اند. امروزه تقریبا تمام کشورهای جهان در پی افزایش بهره وری و بهبود وضعیت اقتصادی در پی خلاقیت و نوآوری هستند و یکی از دلایل عمده اهمیت فزاینده خلاقیت و نوآوری ایجاد رقابت بین کشورهای مختلف در حال توسعه است (haghayegh, 2002). با بهره جویی از فنون خلاقیت و نوآوری خواهیم توانست به شیوه کارآمد و اثربخش به اهداف خود برسیم و سازمان و جامعه توسعه یافته و پیشرو داشته باشیم. خلاقیت و نوآوری نیازمند و پیش درآمد توسعه و پیشرفت و تعالی یک سازمان و جامعه است و آگاهی از فنون آن ضرورتی دوری ناپذیر برای مدیران، دانشجویان، پژوهشگران و علاقه مندان به این رشته است (taleb bidaghti & anvari, 2005).

  • مزیت رقابتی:

مجموعه ای از عوامل یا توانایی ها است که به سازمان ها اجازه می دهد پیوسته عملکردی بهتر از رقبا داشته باشند. هدف مزیت رقابتی عملکرد برتر از رقباست، نه صرفا برابری با عملکرد دیگر کسب و کارها؛ شرکت های برخوردار از مزیت رقابتی باید از عملکرد بالایی برخوردار باشند، و در عین اینکه این گونه سازمان ها نباید لزوما دارای بالاترین عملکرد در صنعت خود باشند، باید به طور مستمر در میان سازمان هایی با عملکرد بالا باقی بمانند و بسیار بهتر از میانگین صنعت عمل کنند مبین آن است که مدیران، از طریق تصمیمات خود، مسئول چهار نوع تصميم استراتژیک هستند که منجر به در اختیار گرفتن و توسعه منابع و توانایی هایی مختص به شرکت می شوند که می توانند منشأ مزیت رقابتی باشند. مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندی هایی است که همواره سازمان را به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر می سازد. به عبارتی، مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عواملی است که در یک محیط رقابتی سازمان را بسیار موفق تر از سایر سازمان ها می نماید و رقبا نمی توانند به راحتی از آن تقلید کنند. بنابراین برای دستیابی به مزیت رقابتی، یک سازمان هم باید به موقعیت خارجی خود توجه کند و هم توانمندی های داخلی را مورد توجه قرار دهد . علاوه بر آن، هدف مهم دیگر مزیت رقابتی این است که سازمان ها از سطوح پایداری از عملکرد بالا برخوردار باشند. به عبارت دیگر، یک کسب و کار نه تنها باید از یک یا دو یا سه ربع سال یا حتی چندین سال خوب برخوردار باشد، بلکه باید مزیت رقابتی پایداری داشته باشد تا بتواند به طور پیوسته و در طول مدتی طولانی عملکردی بهتر از رقبا داشته باشد. بسیاری از سازمان ها نشان داده اند که توانایی داشتن یک یا دو سال خوب را دارند، ولی تعداد بسیار اندکی از سازمان ها توانایی برخورداری از سطوح بالای مستمری از عملکرد برای سالیان متمادی را از خود نشان داده اند.

  • عامل رشد و توسعه:

نوآوری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر رشد اقتصادی محسوب می شود. از طرفی این دیدگاه وجود دارد که با افزایش رشد اقتصادی امکانات و منابع مالی بیشتری در اختیار کارآفرینان قرار می گیرد و این می تواند به نوبه ی خود ابداعات و نوآوری را گسترش دهد. در واقع، یک جریان دایره وار بین نوآوری و رشد اقتصادی وجود دارد. علی رغم اهمیت عامل نوآوری در رشد اقتصادی، به لحاظ تجربی مطالعات اندکی در این زمینه، خصوصاً در مورد کشورهای در حال توسعه صورت گرفته است. یک رابطه ی علّیت یک طرفه از سمت نوآوری به رشد اقتصادی در کوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد.

  • توسعه و بهبود عملکرد سازمانی:

متون مدیزیت راهبردی، نوآوری را به عنوان عامل مهم و حیاتی برای سازمان ها به منظور ایجاد ارزش و مزیت رقابتی پایدار در محیط پیچیده و متغیر امروزی می بینند. سازمان ها با نوآوری بیشتر، در پاسخ به محیط های متغیر و ایجاد و توسعه قابلیت های جدیدی که به آنها اجازه دهد به عملکرد بهتری برسند موفق تر خواهند بود.

  • افزایش بهره وری سازمانی:

منافع رشد بهره وری بیشتر برای همگانروشن است چرا که در آینده می توان به میزان زیادتری با منابع کمتر یا همان میزان منابع دست به تولید زد و میزان سطح زندگی را افزایش داد. با اصلاح بهره وری می توان سهم منافع اقتصادی آینده را بزرگ تر نمود و نسبت سهم هر نفر را در آن افزایش داد. از آنجا که توسعه نوآوری در افزایش و ارتقای بهره وری نقش مهمی ایفا می کند، توجه و اهمیت دادن به مقوله نوآوری در سازمان ضروری است.

  • ویژگی سازمان های نوآور:

سازمان نوآور از استمرار خلاقیت و کارآفرینی حمایت می کند و مدیرانش نقشی فعال در هدایت فراگرد نوآوری بر عهده دارند. در سازمان های نوآور ساختار، استراتژی، فرهنگ و صاحبان قدرت در سازمان از نوآوری حمایت می کنند. در این گونه سازمان ها، استراتژی ها، بصیرت ها، ارزش های مدیران عالی، خط مشی ها و انتظارات سازمان بر تقویت روحیه کارآفرینی تاکید دارند. در سازمان های بسیار نوآور، ساختار سازمان مشوق نوآوری است. این سازمان ها از ساختارهای منعطف استفاده می کنند. حتی سازمان های بزرگ نیز تلاش می کنند تا انعطاف ساختار خود را افزایش دهند و از قابلیتی نظیر سازمان های کوچک بهره مند شوند. این سازمان ها سعی می کنند تا با اعطای استقلال به واحدهای تحقیق و توسعه، آن ها را به صورت تیم ها و گروه های وظیفه ای مستقل و خودگردان درآورند تا با استفاده از اعضای بخش های متعدد به فعالیت بپردازند. حتی اعضای واحدهای ستاد و پشتیبانی سازمان های نوآور نیز مشوق نوآوری و خلاقیتند. در این سازمان ها به انواع افراد و مهارت ها برای موفقیت در طی گام های فراگرد نوآوری نیاز دارند.

  • نقش های نوآور:

در سازمان ها، نقش های اصلی و مهمی وجود دارد که باید توسط کارکنان مستعد و علاقه مند ایفا گردند، این نقش ها در زیر بیان شده اند.

  • ایجادکننده فکر: فردی که بینش ها و بصیرت های جدید را از طریق اکتشاف درونی یا کسب آگاهی از محیط، یا هر دو ارائه می دهد.
  • حفظ اطلاعات: فردی که به منزله رابطه افراد و گروه های درون سازمان با منابع خارج از سازمان عمل می کند.
  • قهرمان محصول: فردی که به طور کلی طرفدار تغییر و نوآوری است و برای به کارگیری فکرهای جدید در فراگردهای کاری و ارائه محصولات خاص می کوشد.
  • مدیر پروژه: فردی که وظیفه اجرای یک پروژه جدید را به عهده دارد و از تخصص فنی و منابع پشتیبانی استفاده می کند.
  • رهبر نوآوری: فردی که بر حفظ هدف ها و ارزش های نوآوری تاکید دارد و نوآوری را تشویق می کند و سرپرستی افراد را در این زمینه بر عهده می گیرد و نیروهای سازمان را به مسیرهای درست هدایت می کند.
  • موانع نوآوری در سازمان ها:

مدیران عالی سازمان های بسیار نوآور نیز از نوآوری حمایت می کنند و به حذف موانع و رفع مشکلات موجود در مسیر نوآوری و خلاقیت کمک می کنند.

  • محدود بودن طرق ارتباط با مدیر عالی: هنگامی که ارتباط مدیر عالی با بقیه اعضای سازمان فقط از طریق چند نفر معین امکان پذیر باشد، سوء برداشت ها زیاد می شود، روحیه مخاطره پذیری تضعیف می شود و جوی مستعد «عدم قبول مخاطره» به وجود می آید.
  • حاکمیت جو عدم تحمل اختلاف سلیقه: اگر مسئولان سازمان تحمل سلیقه های مختلف را نداشته باشند، انسجام و وحدت کارکنان از بین می رود و جوی کسل کننده و یکنواخت حاکم می شود. در این شرایط هر یک از کارکنان که به وضع موجود انتقاد داشته باشد، برچسب «خرابکار» می خورد.
  • افراد ذی نفع در حفظ وضع موجود: اگر افراد و گروه هایی وجود داشته باشند که در حفظ وضع موجود ذی نفع باشند، امکان نوآوری محدود می شود. افراد و گروه های ذی نفع، منافع فردی و گروهی خود را بر منافع کل سازمان ترجیح می دهند و بر دفاع از حریم خود در برابر دخالت دیگران اصرار دارند.
  • تاکید بر افق زمانی کوتاه مدت: اگر افق دید مسئولان سازمان محدود باشد، بر هدف های کوتاه مدت تاکید خواهند داشت و از افکار و طرح های جدیدی که در بلندمدت مثمرثمر خواهند بود، استقبال نخواهند کرد.
  • تصمیم گیرندگان بیش از حد حسابگر: اگر تصمیم گیرندگان بیش از حسابگر باشند، نوآوری با مشکل مواجه خواهد شد؛ زیرا آنان برای تبدیل به خلاقیت به یک فراگرد منظم و دارای جدول زمانبندی دقیق برای اخذ نتایج، تلاش خواهند کرد.
  • اعطای پاداش های نامناسب: استفاده از پاداش و ابزارهای کنترلی برای پرداختن به کارهای جاری، افراد را از اهتمام به انجام کارهای ابتکاری و غیرمرسوم و نوآورانه باز می دارد.
  • تاکید بیش از حد بر الزامات بروکراتیک: تاکید بیش از حد بر لزوم رعایت قواعد، مقررات و رویه های جاری و ضرورت افزایش کارایی، خلاقیت و نوآوری را با ناکامی مواجه می سازد.
  • کارآفرینی سازمانی:

کارآفرینی سازمانی، فرآیندی در کارآفرینی است که سازمان طی می‌کند، تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت‌های فردی یا گروهی را به‌طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر برسانند. هنگامی که فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه کارآفرین در داخل یک سازمان انجام بگیرد، به آن کارآفرینی سازمانی گویند. کارآفرینی واژه‌ای است که پژوهشگران تعاریف متعددی برای آن ارائه کرده‌اند. به‌طور متداول واژه کارآفرینی، دو مفهوم را می‌رساند: کارآفرینی به معنای فرایند و پدیده خلاقیت و نوآوری عرضه شده (تجاری شده) و کارآفرینی به معنای یک رشته علمی.

  • روش پژوهش:

پژوهش حاضر به شیوه کتابخانه ای و از نوع تحلیل اسنادی صورت گرفته است. در این پژوهش همه ی منابع و مراجع موجود و در دسترس، اعم از کتب، مقالات و گزارش های پژوهشی در مورد تکنیکهای نوآوری خلاقانه در تمام ابعاد و بهره وری حداکثری از منابع در جهت رشد و توسعه کارآفرینی در سازمانها، مورد بررسی واقع شده است.

  • ابزار گردآوری داده ها: ابزار پژوهش فرم های فیش برداری از منابع و مراجع مذکور بوده است.
  • شیوه تجریه و تحلیل داده ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش اسنادی استفاده شد، بنابراین با ملاحظه ی ماهیت داده ها به طبقه بندی، تحلیل، استدلال و استنتاج منطقی آنها پرداخته شده است.
  • یافته های پژوهش:

پژوهش ها نشان مي دهد كه سازمان هایی كه تأكيد بيشتری بر نوآوری دارند نسبت به ديگر سازمان ها موفق تر هستند، به همين دليل در چند دهه اخير، توجه به نوآوری به يک ضرورت غيرقابل اجتناب تبديل شده است چرا كه سازمان ها از طريق نوآوری می توانند شاخص های مزيت رقابتی خود را بهبود و توسعه ببخشند. البته بایستی توجه داشت که قطعی ترین راه برای شکست خوردن، تمرکز صرف بر روی محصولات است و اینکه نوآوران موفق از گونه های مختلف نوآوری استفاده می کنند. نوآوران موفق، الگوهای نوآوری در صنعت خود را تحلیل می کنند، سپس برای نوآوری، انتخاب های هوشمندانه و سنجیده ای به طرق مختلف انجام می دهند و نیز از طریق این تجزیه و تحلیل نوآوری می توان به علت شکست عمده ی نوآوری های پیشین پی برد. لذا در این مقاله به تدوین و تشریح تکنیک های نوآوری خلاقانه در تمام ابعاد و بهره وری حداکثری از منابع که باعث موفقیت هر چه بیشتر و سریعتر سازمان ها در عرصه بازار رقابتی می شود و به تبع آن رشد و توسعه کارآفرینی را به دنبال خواهد داشت، پرداخته می شود. در قلب هر رشته جدیدی اغلب یک سیستم سازمان دهنده ساده وجود دارد. ساختار و نظمی بنیادی که تعیین می کند چه چیزی کارگر واقع می شود و چه چیزی شکست می خورد، این دقیقا همان چیزی است که چهارچوب ده تکنیک نوآوری خلاقانه به آن می پردازد. درک آگاهانه آن، نوآوری را ساده تر و اثربخش تر می سازد.

لذا به ارائه این ده تکنیک نوآوری خلاقانه برای سازمانها در این مقاله پرداخته می شود که در ادامه یک به یک ذکر می گردد:

3-1 تکنیک مدل سود (چگونگی پول درآوردن):

مدل های سود نوآورانه، برای تبدیل پیشنهادهای سازمان و دیگر منشاءهای ارزش آن به نقدینگی راهی جدید می یابند. مدل های برتر درک عمیقی از آنچه واقعا برای مشتریان مهم است و محل اختفای فرصت های جدید درآمد یا قیمت گذاری ارائه می دهند. مدل های سود نوآورانه عمدتا مفروضات کهنه یک صنعت در خصوص اینکه چه چیزی را باید ارائه دهند، از چه چیز کسب درآمد کنند یا اینکه چگونه این درآمدها را جمع آوری کنند، به چالش می کشند. این بخشی عظیم از قدرت آنها است: در اغلب صنایع، مدل سود حاکم اغلب برای دهه ها بازبینی نمی شود. مثال های معمول نوآوری های مدل سود شامل اینها می شود: قیمت های بالا که در آن، سازمان ها درمی یابند که چگونه نسبت به رقبایشان قیمت های بیشتری را طلب کنند یا مزایده ها که در آن، بازار تعیین کننده ی قیمت کالاهاست. سود ایده آل بسته به زمینه و صنعت بسیار متغیر خواهد بود. ممکن است تازه واردی مدل سود خود را به شکلی طراحی کند که آزمایش و پذیرفتن محصولاتش برای مشتریان راحت تر باشد. درحالیکه ممکن است همین تازه وارد با مدل هایی مواجه شود که رفتن به سمت رقبا را برای مشتریان موجود دشوار سازد. یک اصل ثابت: برای آنکه مدل های سودآوری به موفقیت بیانجامند شاید (بیش از هرگونه ی دیگر نوآوری) باید با استراتژی جامع سازمان و نیت نوآوری هم راستا شود.

3-2 تکنیک شبکه (چگونگی برقرای ارتباط با دیگران برای خلق ارزش):

در جهان شدیدا مرتبط به هم امروز، هیچ سازمانی نمی تواند و نباید همه ی کارها را به تنهایی انجام دهد. نوآوری های شبکه، راهی برای سازمان ها فراهم می کند تا از مزیت فرآیندها، فنآوری ها، پیشنهادها، کانال ها و برندها (که تقریبا اجزای هر کسب و کاری را تشکیل می دهند) بهره مند شوند. این نوآوری ها بدان معنا هستند که سازمان ها می توانند علاوه بر سرمایه گذاری بر روی نقاط قوت خود، از توانمندی ها و دارایی های سایر سازمان ها نیز استفاده کنند. همچنین نوآوری های شبکه به مدیران اجرایی کمک می کنند تا ریسک توسعه کسب و کارها و پیشنهادهای جدید را با هم تسهیم کنند. این همکاری ها ممکن است کوتاه یا پایدار باشند و نیز بین یاران نزدیک و حتی رقبای سرسخت شکل گیرند. رویکردهای نوآوری باز از قبیل تعیین جوایز یا جمع سپاری نمادهایی از میزان ارتباطات متقابل امروز ما هستند و به سازمان ها کمک کرده اند تا از تعدادی سازمان منتخب یا کل جهان برای حل چالش های دشوار بهره گیرند. دیگر مثال های نوآوری شبکه شامل ایجاد بازارهای ثانویه برای ارتباط با مشتریان ثانویه، ایجاد شعب فرانشیزی از طریق فروش حق استفاده از مالکیت فکری، قابلیت ها و محتوای شرکت به شرکای پرداخت کننده پول می شود.

3-3 تکنیک ساختار (چگونگی سازماندهی و همسو سازی استعدادها و دارایی هایتان):

نوآوری های ساختاری به شیوه هایی منحصربفرد بر سازماندهی دارایی های سازمان (یعنی دارایی های ملموس، نیروی انسانی و ناملموس) متمرکز هستند و به خلق ارزش می پردازند ممکن است آنها در برگیرنده ی هر چیزی باشند ز سیستم های برتر مدیریت استعداد گرفته تا ترکیب بندی مبتکرانه ی تجهیزات سنگین سرمایه ای. هزینه های ثابت و وظایف سازمان از قبیل منابع انسانی، تحقیق و توسعه و فنآوری اطلاعات نیز ممکن است از طریق نوآوری های ساختاری بهبود یابند. در بهترین حالت، چنین نوآوری هایی می توانند با خلق محیط های کاری بسیار مولد و یا پرورش سطح عملکردی غیرقابل رقابت به جذب استعدادها به درون سازمان نیز کمک کنند. مثال های خوب نوآوری های ساختاری عبارتند از ساخت سیستم های انگیزشی برای تشویق کارمندان به کار در جهت هدفی خاص، استاندارد کردن داررایی ها برای کاهش هزینه ها و پیچیدگی های عملیاتی یا حتی بنا کردن یک دانشگاه وابسته به سازمان برای ارائه ی آموزش های پیشرفته و مستمر. کپی برداری از نوآوریهای ساختاری ممکن است برای رقبا بسیار دشوار باشد، چرا که دربرگیرنده ی تغییرات سازمانی چشمگیر و یا سرمایه گذاری های هنگفت است و بدین ترتیب، بنیانی برای موفقیت طی سالیان متمادی فراهم می سازد.

3-4 تکنیک فرآیند (چگونگی استفاده از امضاء یا روش های برتر برای انجام کارتان):

نوآوری های فرآیندی دربرگیرنده فعالیت ها و عملیاتی هستند که پیشنهادهای اولیه ی سازمان را رقم می زنند. نوآوری در اینجا نیازمند یک تغییر بنیادین از (شیوه معمول کسب و کار) است که شرکت را قادر می سازد تا از قابلیت ها، کارایی واحدهای وظیفه ای، تطبیق سریع و ایجاد حاشیه های سود پیش رو در بازار استفاده کند. نوآوری های فرآیندی اغلب سازنده شایستگی اساسی سازمان است و ممکن است منجر به رویکردهای تثبیت شده یا اختصاصی شوند که سالیان متمادی و حتی دهه ها مزیت بخش باشند بطور ایده آل، اینها همان (رموزی هستند) که از آن استفاده می کنید تا رقبای شما نتوانند به راحتی از آن تقلید کنند. (تولید ناب) که مدیران در آن هزینه ها و هدر رفت ها را در کل سیستم کاهش می دهند، یکی از مثال های معروف نوآوری فرآیندی است. یکی دیگر از مثال های آن، استاندارد سازی فرآیند است که از فرآیندهای معمول برای کاهش هزینه ها و پیچیدگی بهره می برد؛ در همین راستا، تحلیل پیش بینانه نیز داده های عملکردی گذشته را برای پیش بینی نتایج آینده مدل سازی می کند و بدین ترتیب به سازمان ها کمک می کند تا به طراحی، قیمت گذاری و ضمانت پیشنهادهای خود بر اساس پیش بینی ها بپردازند.

3-5 تکنیک عملکرد محصول (چگونگی ایجاد کارکردها و ویژگی های متمایز):

نوآوری های عملکردی محصول به ایجاد ارزش، ویژگی ها و کیفیت برای پیشنهاد یک سازمان می پردازند. اینگونه از نوآوری دربرگیرنده محصولات کاملا جدید و بروزرسانی و گسترش خطوط محصولاتی است که ارزش افزایی چشمگیری دارند. افراد اغلب به اشتباه فکر می کنند که نوآوری کلاً درباره ی عملکرد محصول است. البته یقیناًاین نوآوری مهم است، ولی باید در نظر داشت که عملکرد محصول، تنها یکی از ده گونه ی نوآوری است و تقلید از آن برای رقبا بسیار ساده است. درباره هر محصول یا ویژگی جدل انگیزی که می خواهید فکر کنید. بزودی همه اینها همه گیر می شوند و باعث می شوند تا محصولی متمایز و گران قیمت مجدداً تا به حد سایر محصولات پایین کشیده شود. نوآوری های عملکرد محصول که مزیت های رقابتی بلند مدتی را ارائه می دهند عمدتاً قاعده نیستند بلکه استثنا هستند. با این حال، هنوز هم نوآوری های عملکرد محصول می توانند مشتریان را شادمان کنند و موجبات رشد را فراهم سازند. مثال های معمول اینگونه از نوآوری ها عبارتند از: ساده سازی برای استفاده راحت تر از یک پیشنهاد؛ برای ارائه پیشنهادهای سازگار با محیط زیست؛ یا سفارشی سازی برای تطبیق دادن یک محصول با مشخصات مشتریان.

3-6 تکنیک سیستم محصول (چگونگی خلق محصولات و خدمات مکمل):

نوآوری های سیستم محصول ریشه در چگونگی قرارگیری محصولات و خدمات منفرد در کنار یکدیگر جهت ایجاد سیستمی قدرتمند و قابل ترقی دارد این کار از طریق کارکرد مشترک، امکان ماژول سازی، یکپارچه سازی و دیگر راه های ایجاد ارتباط های ارزشمند میان پیشنهادهای متفاوت و مجزا انجام می گیرد. نوآوری های سیستم محصول در ساخت اکوسیستم هایی به شما کمک می کند که موجب خرسندی و وفاداری مشتریان می شود و در برابر رقبا از شما دفاع می کند. بسته های محصول یا به عبارتی دیگر، جمع آوری چند محصول مرتبط و فروش آنها در قالب بسته ای واحد، مثالی متداول از نوآوری سیستم محصول بشمار می آید. سازمان های فنآور در قرن بیست و یکم از این نوع نوآوری در ایجاد پلتفرم هایی استفاده می کند که دیگران را به ساخت محصولات و خدمات برای آنها تشویق می کند که مثال بارز آن فروشگاه های اپلیکیشن های گوشی های تلفن همراه، صفحه های ساخت سلف سرویس بسته های محصول و نیز شبکه های اجتماعی هستند سایر نوآوری های سیستم محصول شامل بهبود محصولات موجود ترکیباتی از محصول و خدمت و پیشنهادهای مکمل هستند که هر کدام ازآنها نیز اگر به تنهایی ارائه شوند، کارکرد خوبی دارند، اما در ترکیب با دیگر محصولات یا خدمات کارکرد بسیار بهتری دارند.

3-7 تکنیک خدمت (چگونگی پشتیبانی و تقویت ارزش پیشنهادهایتان):

نوآوری های خدماتی از فایده، عملکرد و ارزش آشکار پیشنهاد اطمینان حاصل می کند و آنها را ارتقاء می دهند.آنها آزمایش، استفاده و لذت از یک محصول را ساده تر می کنند. همچنین آنها ویژگی ها و کارکردهایی را برای مشتریان آشکار می سازند که ممکن است نادیده انگاشته شوند. آنها همچنین مشکلات را حل می کنند و دشواری های موجود در مسیر سفر مشتری را هموار می سازند. چنانچه نوآوری های خدماتی به خوبی به انجام برسند، حتی می توانند محصولات سطح متوسط و غیر جذاب را به اوج خود برسانند و آنها را به تجربه های متقاعد کننده ای مبدل سازند که مشتریان بارها و بارها بخاطر آن بازگردند. مثال های متداول نوآوری های خدماتی شامل ارتقاء کاربرد محصول، طرح های نگهداری، پشتیبانی مشتری، اطلاعات و آموزش و انواع ضمانت نامه ها می شود. اگر چه افراد همچنان در اغلب خدمت رسانی ها حضور فیزیکی دارند، اما اینگونه از نوآوری به طور فزاینده ای از طریق واسط های الکترونیکی ارتباط از راه دور، فنآوری های خودکار و دیگر ابزارهای غیر فردی ارائه می شوند. خدمات ممکن است مهم ترین و برجسته ترین بخش تجربه مشتری باشد و شبکه امنیت نامرئی باشد که مشتریان حسش می کند، ولی هرگز آن را نمی بینند.

3-8 تکنیک کانال (چگونگی ارائه پیشنهادات تان به مشتریان و کاربران):

نوآوری های کانال شامل تمامی راه هایی می شوند که از طریق آنها پیشنهادهای سازمان تان را با مشتریان و کاربران مرتبط می سازید اگر چه تجارت الکترونیک به عنوان نیرویی غالب در سال های اخیر ظهور کرده است، اما کانال های سنتی مانند فروشگاه های فیزیکی نیز همچنان حائز اهمیت هستند (مخصوصاً هنگامیکه نوبت به خلق تجربه های همه جانبه می رسد). نوآوران ماهر در اینگونه از نوآوری اغلب، راه های متععد ولی مکملی را برای ارائه محصولات و خدمات خود به مشتریان می یابند. هدف آنها حصول اطمینان از آن است که مشتریان بتوانند آنچه رار که می خواهند در زمان مناسب و آنگونه که می خواهند با حداقل مشکل و هزینه و نیز حداکثر رضایت تهیه کنند. نوآوری های کانال نسبت به زمینه صنعت و عادت های مشتری حساس هستند. بهترین فروشگاه ها (فروشگاه های برگزیده) می توانند برای نوآوری کانال فوق العاده ارزشمند باشند، زیرا قادرند چهره ای متمایز ایجاد کنند و برند و پیشنهادهای شرکت را به نمایش گذارند، درحالیکه فروشگاه های معمولی چه بسا بتوانند برای دوره های مقطعی در روزهای تعطیل مفید باشند. در مقابل فروش مستقیم از طریق کانال های الکترونیک یا دیگر روش ها هزینه های سربار را کاهش می دهد، و باعث بالا بردن حاشیه ی سود و مزیت های هزینه ای می شود. همچنین ممکن است از توزیع غیرمستقیم یا بازاریابی چند سطحی استفاده کنید. در هر یک از این دو روش می توان روش های دیگر را بکار گرفت و مسئولیت ترویج و یا ارائه ی محصول به مشتری نهایی را به آنها واگذار کرد.

3-9 تکنیک برند (چگونگی ارائه محصولات و کسب و کارتان):

نوآوری های برند اطمینان حاصل می کنند که مشتریان و کاربران، پیشنهادهایتان را به پیشنهادهای رقبا یا جایگزین ها ترجیح می دهند و بخاطر می سپارندش. درواقع باید گفت که بهترین پیشنهادها (وعده ای) می دهند که باعث جذب خریداران می شود و هویت متمایزی را در ذهن ها ایجاد می کند. آنها معمولا نتیجه ی استراتژی های به دقت طراحی شده ای هستند که در امتداد نقاط ارتباطی بسیار میان شرکت تان و مشتریانتان پیاده سازی می شود و شامل ارتباطات، تبلیغات، تعاملات خدماتی، محیط کانال و رفتار شرکای تجاری و کارکنان می شوند. نوآوری های برند می توانند کالاهای نامتمایز را به محصولاتی ارزشمند تبدیل کنند و حامل معنا، منظور و ارزش برای پیشنهادها و سازمان تان باشند. نوآوری های برند شامل توسعه هایی است که زیر چتر برند موجود به ارائه محصول یا خدمتی جدید می پردازند. همچنین آنها ممکن است شرکتی را نماینده ی ایده ای بزرگ از ارزش ها کنند که آن باورها را بطور شفاف و منسجم بیان می دارد. در زمینه های کسب و کار به کسب و کار، نوآوری های برند محدود به تولید کننده ی نهایی یا فروشنده نهایی محصول به مشتری نیست؛ برندسازی محصولاتتان و آگاه سازی مشتریان از ارزش آنها هم موجب افزایش قدرت چانه زنی و هم افزایی برتری محصولاتتان می شود.

3-10 تکنیک مشارکت مشتری (چگونگی پرورش تعاملات تاثیرگذار):

نوآوری های مشارکت مشتری عبارتند از درک تمایلات عمیق مشتریان و کاربران و استفاده از آن بینش ها برای توسعه ی ارتباطات معنادار میان آنها و شرکت. نوآوری های عالی مشارکت مشتریان، مسیرهای وسیعی برای کاوش فراهم می سازند و به افراد کمک می کنند تا بخش هایی از زندگی خود را خاطره انگیزتر، عملی تر و دلپذیرتر و حتی سحرآمیزتر کنند. در فضای رسانه های اجتماعی بطور روزافزونی شاهد وقوع این نوآوری ها هستیم، چرا که بسیاری از شرکت های رسانه ای از پخش صرف برنامه ها به سوی ارائه ی تعاملات عمیق تر، زنده تر و دوطرفه رفته اند. همچنین شرکت هایی را شاهد هستیم که از فنآوری برای ایجاد سادگی دلپذیری در عرصه های بسیار پیچیده استفاده کرده اند و زندگی را برای مشتریان راحت تر ساخته اند و به شرکائی قابل اعتماد در این فرآیند تبدیل شده اند با این حال و همچون همیشه، فنآوری صرفاً یک ابزار است. حتی مسائل ساده ای همچون بسته بندی ساده و زیبا نیز می توانند تجربه مشتریان از یک شرکت را مدتها پس از انجام خرید ارتقاء و افزایش بخشند.ُُ

حال که تمام این ده تکنیک بطور کامل شرح داده شد به عنوان نمونه گوگل را که سازمانی بزرگ می باشد و تقریباً همه با آن آشنایی دارند را با این ده تکنیک مورد آنالیز قرار داده تا معلوم شود چقدر در فرآیند پیشبرد و موفقیت سازمانش از این ده تکنیک ارائه شده استفاده کرده است و به عبارتی به رمز موفقیت آن پی برده شود. لذا در جدول(1) نتایج حاصل از این آنالیز قرار داده شده است:

جدول(1): آنالیز سازمان بزرگ گوگل با استفاده از ده تکنیک نوآوری خلاقانه

ده تکنیک نوآوری خلاقانه شرح آنالیز
مدل سود ادوردز یا همان (تبلیغات خودانجام) بصورت یکسری تبلیغات متنی ساده آغاز شد که کاربران با استفاده از آنها می توانستند با یک فرآیند پیشنهادی، خرید کنند. گوگل یک مدل (پرداخت در ازاء هر کلیک) را اجراء کرد و از آن پس گوگل صرفاً زمانی می توانست از یک تبلیغ کسب درآمد کند که شخصی بر روی تبلیغ مزبور کلیک کند. تبلیغات بالغ بر 96% از درآمد 37.9میلیارد دلاری گوگل در سال 2011 را در بر داشت.
شبکه در این سازمان از این تکنیک استفاده نشده است.
ساختار گوگل با جدیت تلاش می کند دانشمندان و مهندسان معتبر را جذب و آنها را به ادامه همکاری با سازمان تشویق کند. این سازمان همچنین متناسب با توانایی خود به ارائه خدمات و وعده های غذایی سالم، مکفی و رایگان پرداخته است تا با این کار بتواند عملکرد و قابلیت های کارمندانش را در تمامی ساعات کاری موثر نگه دارد. کارمندان مجازند تا حداکثر 20% از زمان خود را صرف کار روی مفهوم یا پروژه ای جدید کنند.
فرآیند بنیان گذاران شرکت یعنی لری پیج و سِرجی برین الگوریتم تحلیل لینک با عنوان (رتبه صفحه) را هنگامی که در دانشگاه استنفورد مشغول تحصیل بودند توسعه دادند این الگوریتم صفحات وب را بر اساس تعداد لینک هایی که به آن داده شده بود رتبه بندی می کرد.
عملکرد محصول گوگل علاوه بر رتبه صفحه، با تسریع این نکته که تبلیغات باید صرفاً دربرگیرنده ی 25 کاراکتر در عنوان و 35 کاراکتر در توضیحات باشند، به کسانیکه به جستجو می پرداختند کمک کرد. این کار تا حد بسیار زیادی نتایج حاصله را برای کاربران و تاثیر آن را برای تبلیغ کنندگان ساده تر کرد.
سیستم محصول

گوگل در سال 2003، ادسِنس را به عنوان شکل جدیدی از تبلیغات راه اندازی کرد براین اساس سازمان ها با هر اندازه ای می توانستند از تبلیغات هدفمند گوگل که بر روی وب سایت های آنها نمایش داده می شد، کسب درآمد کنند.

خدمات

گوگل به منظور کمک به مشتریان عمده جهت برقراری ارتباط اثربخش با مخاطبان مدنظرشان، خدمات تبلیغاتی یکپارچه ای ارائه می دهد. کارکنان همچنین مستقیماً با مشتریان کار می کنند تا بدین ترتیب به آنها در خریداری ادوردزهایی کمک کنند که امکان فروش بیشتر را فراهم می کنند.

کانال اخیراً گوگل در یک تغییر رویه، اطلاعات ویژه ی مکانی و دستگاه های موبایل را در نتایج جستجو وارد کرده است. این بازاندیشی بنیادی در جستجو، منجر به تملک سازمان هایی چون زاگات و موتورولا موبیلیتی شد تا هم جستجوهای هوشمندانه تری را ارائه کند (نشان دادن رستوران های محلی) و هم دستگاه های بهتری عرضه شود (گوشی های هوشمند مختلف اندرویدی).
برند صفحه اصلی گوگل از همان روز نخست ساده و بی آلایش باقی مانده است ولی سازمان تمایل به بازیگوشی خود را خصوصاً از طریق آرم و همچنین برنامه گوگل دودلز اثبات کرده است برنامه ای که بیش از پیش بر شخصیت عجیب سازمان تاکید می ورزد.
مشارکت مشتری در این سازمان از این تکنیک استفاده نشده است.

 

  • بحث و نتیجه گیری:

در این مقاله با استفاده از ده تکنیک نوآوری خلاقانه برای امتیازدهی به صنایع و موقعیت های گوناگون استفاده شده است. کاربران معمولاً خیلی سریع به این نکته می رسند که توضیح موفقیت ها یا شکست هایشان با استفاده از این چارچوب می تواند بسیار مفید باشد. برای بررسی درست یا اشتباه انجام شدن کارها می توان شکاف میان آنچه انجام می شود و آنچه باید در آینده انجام شود را با استفاده از این ده تکنیک نوآوری خلاقانه مشخص کرد. مدیران موفق سازمان های موفق معمولاً درمی یابند که این ده تکنیک نوآوری خلاقانه قادر است مستقیماً به تک تک ابتکارات نوآوری کمک شایانی کند و حتی این چارچوب می تواند رویکرد کلی آنها نسبت به کسب و کار را تحت تاثیر قرار دهد و یا مجدداً ساختار ببخشد. در انتها از این پژوهش نتیجه می شود که مدیران سازمان ها با در نظر گرفتن اهداف و منابع و نیروی انسانی سازمان شان سعی کنند تا جایی که می توانند در طول مسیر فرآیند فعالیت های سازمان از این ده تکنیک نوآوری خلاقانه نهایت استفاده را ببرند تا از این طریق به بهره وری حداکثری منابع در رشد و توسعه کارآفرینی در سازمان برسند و بتوانند همیشه نه تنها از رقبا سبقت بگیرند بلکه بتوانند همیشه در تمام ابعاد و مراحل رشد و پیشرفت سازمان به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنند.

 

منابع: 

Chen, J., Zhaohui, Z., & Xie, H.Y. (2004). Measuring intellectual capital. Journal of Intellectual Capital, 5(1): 195-212.

Darvish,Mr. (2009). Discontinuous innovation is the approach of leading organizations. Journal of Tadbir, 191, 14-20.

Goyal, A. & Ahkilesh, K.B. (2007). Interplay among innovativeness, cognitive intelligence, emotional intelligence and social capital of work teams. Team Performance Management, 13(7/8), 206-226.

Haghayegh,s.(2002). Characteristics of a creative and innovative industrial organization. Journal Tadbir, 111, 22-27.

Jimenez-Jimenez, D., Sanz – Valle, R., & Hernandez-Espallardo, M. (2008). Fostering Innovation: The role of market orientation and organizational learning. European Journal of Innovation Management, 11(3), 389-412.

Khan, R Rehman, AU. & Fatima, A. (2009). Transformational leadership and organizational innovation: Moderated by organizational size. African Journal of Business Management. 3(11), 678-684.

Kargarshoraki,H., shahabipor,A & mansori,S. (2011). Provide a model for following the system Administrative transformation with innovation management approach. The first annual conference on management, innovation and Entrepreneurship.

Martins, E.C. & Terblanche, F. (2003). Building Organizational Culture that Stimulates Creativity and Innovation. European Journal of Innovation Management, 6(1), 64-74 Von Oech, R. (1983). Awhack on the Side of the Head. .Englewood Cliffs, NJ: Prentice– Hall.

Soltanitirana,F. (2009). Institutionalizing innovation in the organization (including the model of institutionalization and improvement Innovation in industrial organizations). Tehran, Rasa Cultural Services Institute.

Taleb bidokhti,A., anvari,Ar. (2005). Creativity and innovation in individuals and organizations, Journal of Tadbir, 152, 12.

Wong, S., & Chin, K. (2007). Organizational Innovation Management: An organizational – wide perspective. Industrial management& Data Systems, 107(9), 1290-1315.

Wu, W.Y., Chang, M.L., & Chen, C.W. (2008). Promoting innovation through the accumulation of intellectual capital, social capital, and entrepreneunal orientation. R&D Management, 38(3), 265-277. 

Fourth National Biennial Congress of Industrial and Organizational Psychology with Emphasis on Effectiveness and Psychological Health of Workplaces

Creative innovation techniques in all dimensions and maximum efficiency of resources for the growth and development of entrepreneurship in organizations

1.Donya Ain ali varnos faderani (CEO of Successful Business World Institute)

2.Ebrahim Payandeh najaf abadi (Chairman of the Board of the Successful Business World Institute)

Abstract:

In the present age, organizations are in the middle of the global entrepreneurial revolution. In almost all nations, industries and all markets, entrepreneurs engage with existing assumptions and create values ​​in new ways. Not only are start-up rates for investments high throughout the investment period, but in most industries the rates for introducing new products and services are at record highs. The same can be seen for patents and licenses issued for new products and processes. The development, application and upgrading of new technologies is happening at a breathtaking pace. New forms of business organizations and business relationships appear almost every day. Entrepreneurial thinking and actions in businesses are changing. It does not matter if the organization is large or small, because entrepreneurship affects what it produces, how it is produced, its customers and how it is distributed. With the significant increase in investment, products, technologies, and new patents globally, existing organizations face a vital and fundamental choice: to fall victim to this evolutionary revolution or to join it. Organizations can not be static these days. Constant change, adaptation and redefining of orientations and processes in organizations is essential. Of course, in today’s entrepreneurial age, the speed with which organizations must adapt to themselves is increasing. Research shows that organizations that place more emphasis on innovation are more successful than other organizations, which is why in recent decades, attention to innovation has become an unavoidable necessity because organizations can innovate through innovation. They can improve and develop their competitive advantage indicators. Of course, it should be noted that the most definitive way to fail is to focus solely on products and that successful innovators use different types of innovation. Successful innovators analyze patterns of innovation in their industry, then make smart and measured choices for innovation in a variety of ways, and through this innovation analysis we can understand the major failure of previous innovations. . Therefore, in this article, to develop and explain creative innovation techniques in all dimensions and maximum efficiency of resources that will lead to more and faster success of organizations in the competitive market and, consequently, will lead to the growth and development of entrepreneurship. , Paid.

Keywords: Entrepreneurship, Innovation Techniques, Organizational Entrepreneurship, Creative Innovation.