مدیریت تولید فرآیند و عملیاتِ کـسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی

چهارمین کنفرانس ملی و نخستین کنفرانس بین المللی الگوهای نوین مدیریت و کسب و کار

مدیریت تولید فرآیند و عملیات کسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی

1.ابراهیم پاینده نجف آبادی (رئیس هیئت مدیره موسسه دنیای کسب و کار موفق)

2.دنیا عین علی ورنوس فادرانی (مدیر عامل موسسه دنیای کسب و کار موفق)

 

چکيده:

این پژوهش با هدف بررسی مدیریت تولید فرآیند و عملیاتِ کسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی به اجرا در آمده است. روش گردآوری داده ها، روش اسناد کاوی و مراجعه به بانکهای اطلاعاتی و روش تحلیل داده ها از نوع استنباطی می باشد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که افزایش تولید محصولات کشاورزی با توجه به شرایط آب و هوایی، محدودیت منابع آبی و نیز محدودیت زمینهای حاصلخیز برای کشاورزی با محدودیت ها و موانع فراوانی از لحاظ اقتصاد کشاورزی روبرو است و همچنین به دلیل نارسایی موجود در سیاست های کشاورزی، سنتی بودن بخش وسیع کشاورزی از تولید تا برداشت، سیستم های غلط نگهداری و حمل و نقل، تبدیل و توزیع محصولات کشاورزی، ضایعات کشاورزی در سطح بالایی در حدود 35 تا 40 درصد می باشد، به همین علت اگر در تولید محصولات کشاورزی سعی شود که با فرآوری آنها بهترین و باکیفیت ترین محصول را تولید کرد، میتوان ضایعات آن را به حداقل رساند بنابراین عاملی که می تواند آسیب پذیری محصولات کشاورزی را کاهش دهد و ارزش افزوده آنها را زیاد کند و بهره وری از منابع را افزایش دهد، همین صنایع تبدیلی و تکمیلی می باشد. لذا در این پژوهش سعی شده است که به بررسی مدیریت تولید فرآیند و عملیاتِ کسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی پرداخته شود و به ارائه راهکارهایی برای تصحیح و بهره وری بیشتر از محصولات کشاورزی که در معرض فاسد شدن قرار گرفته اند از طریق مدیریت تولید و عملیات در صنایع تبدیلی و تکمیلی، پرداخته شود.

واژه‌هاي كليدي: مدیریت تولید، مدیریت عملیات، صنایع تبدیلی کشاورزی، صنایع تکمیلی کشاورزی.

1.مقدمه

در مدیریت تولید روندهای مدیریتی بر تولید محصولات فیزیکی خاص حاکم بوده و در نهایت محصولاتی قابل لمس دارای اجزای فیزیکی به بازار عرضه می شود در حالی که اگر فعالیتهای مدیریتی را گسترش داده و به تمامی روندهای خدماتی انتقال کنیم، مدیریت عملیات ظاهر می گردد. بنابراین اهمیت مدیریت تولید و عملیات در این امر نهفته است که هر دو این روندهای مدیریتی در جهت تلاش برای تولید محصول یا خدمتی کاملاً مطابق خواسته بازار هدف است. اهمیت مدیریت تولید و عملیات در رسیدگی به مجموعه اقدامات برنامه ریزی و طراحی، سازماندهی و تنظیم، کنترل و نظارت همه جانبه نهفته است که مهمترین مدیریت برای ارتقای کسب و کار در بهره وری و کارایی محسوب می شود. بدون وجود مدیریت تولید و عملیات، کسب و کار با شکست بزرگی روبرو خواهد بود[1].

1،1. ارزیابی های تاریخی از مدیریت تولید و عملیات:

برای بیش از دو قرن است که مدیریت تولید و عملیات، به عنوان یک فاکتور مهم در رشد اقتصادی کشورها، شناخته شده است. دیدگاه سنتی در مورد مدیریت تولید در قرن 19 میلادی آغاز شد. در این زمان، مزیتهای خاص بخش کارگری را تشخیص داد. او پیشنهاد کرد تا مشاغل را به مشاغل تخصصی تقسیم بندی کرده و کارگران را برای تخصص های خاص آموزش دهند. در اوایل قرن 20 میلادی، تئوری های اسمیت را اجرا کرد و مدیریت علمی را توسعه داد. از آن زمان تا سال 1930، بسیاری از روش ها برای فایق آمدن بر دیدگاه سنتی، توسعه یافت. مدیریت محصول از دهه ی 1930 تا دهه ی 1950 مورد قبول واقع شد. وقتی دیدگاه تیلور به طور گسترده تری شناخته شد، مدیران روش هایی را توسعه دادند که بر روی بازده اقتصادی در تولید، تمرکز داشت. کارگران به طور جزئی و به خوبی مورد بررسی قرار گرفتند و بدینصورت اثرات زائد مربوطه حذف گردید و بازده بهبود یافت. در همان زمان، روانشناسان، جامعه شناسان و سایر متخصصین علوم اجتماعی، شروع به مطالعه بر روی رفتارهای انسانی در محیط های کاری کردند. علاوه بر این، اقتصادانان، ریاضی دانان و متخصصین کامپیوتر، از روش های تحلیلی پیچیده تر و جدیدتر استفاده کردند. در دهه ی 1970، دو تغییر متمایز در دیدگاه ما ایجاد شد. واضح ترین آنها، که در نام جدید مدیریت عملیات انکاس داشت، یک شیفت در بخش های سرویس دهی و تولید اقتصاد، ایجاد کرد. وقتی بخش سرویس دهی غالب تر شد، تغییر ایجاد شده در تولید به عملیات، موجب شد تا تمرکز بر روی گسترش حوزه ی مورد نظر در سازمان های سرویس دهی ایجاد گردد. مورد دوم این است که تغییر مناسب تر، با تمرکز بر روی سرویس ها، شروع شد نه تمرکز بر روی آنالیز در اقدامات مدیریتی[2].

2،1. مدیریت تولید:

مدیریت تولید روندی درون سازمانی است. مدیر تولید، مسئول کامل ویژگی ها و خصوصیات محصول تولید شده و تحلیل بازار است. او ایجاد نظم داخل سازمان و بیرون آن را بر عهده داشته و ناظر کامل استراتژی تشکیل یافته برای عرضه محصول به بازار می باشد. مدیر تولید بایستی تمامی تلاش خود را برای کاهش هزینه های تولید محصول و هزینه جانبی سازمان انجام دهد. اهمیت مدیریت تولید و عملیات در تشخیص به موقع تغییرات در بازار رقابتی نهفته است. مدیر تولید بایستی تغییرات موجود در بازار و استراتژی های فروش رقیبان خود را تشخیص داده و راهکارهای مقابله با این تهدیدات را یافته و به کار بندد. مدیریت تولید یک زیرشاخه از علم مدیریت و یکی از عملکردهای سازمانی است که به مواردی مثل توسعه محصول جدید، کشف فرصت و ایده برای تولید محصول، برنامه ریزی فرآیند تولید، پیش بینی شرایط بازار، اجرایی کردن پروسه تولید، قیمت گذاری، رونمایی و بازاریابی در تمام مراحل چرخه عمر محصول می پردازد[1].

1،2،1. سیستم تولید:

سیستم تولید مربوط به یک سازمان، آن بخشی از سازمان است که محصولات سازمان، در آن تولید می شوند. این سیستم دارای فعالیتی است که بر طبق آن منابع، در داخل یک سیستم تعریف شده است را جریان می یابند، با هم ترکیب می شوند و به یک روش کنترل شده، ارزش آن افزوده می شود. این ارزش آفرینی با توجه به سیاست هایی انجام می شود که به وسیله ی مدیریت تعیین می شود. سیستم تولید دارای ویژگی های زیر است:

  • تولید یک فعالیت سازمانی است بنابراین، هر سیستم تولید، دارای یک هدف است.
  • این سیستم انواع ورودی های مختلف را به خروجی های مفید تبدیل می کند.
  • این سیستم به صورت ایزوله نسبت به سایر سیستم های سازمان، کار نمی کند.
  • یک بازخورد در مورد فعالیت ها وجود دارد که آنها برای کنترل و بهبود کارایی سیستم، ضروری است[2].

2،2،1. طبقه بندی سیستم های تولید:

سیستم های تولید می تواند به صورت سیستم های تولید کار فروشگاهی، مجموعه ای، انبوه و سیستم های تولید پیوسته، تقسیم بندی کرد که به شرح زیر می باشد[2]:

  • سیستم های تولید کار فروشگاهی: تولید کار فروشگاهی بوسیله ی تولید یک یا چند مقدار از محصولاتی شناسایی می شود که بر اساس نظر مشتری و در یک زمان معین و هزینه ی معین، طراحی و تولید می شود. ویژگی متمایز مربوط به این تولید، حجم پایین و تنوع بالا در محصول می باشد. یک کار فروشگاهی از ماشین های با هدف کلی تشکیل شده است که در بخش های مختلف، قرار داده شده اند. هر تقاضایی برای کار فروشگاهی نیازمند الزامات فنی منحصربفرد است و نیازمند پردازش با استفاده از ماشین آلات می باشد.
  • سیستم های تولید مجموعه ای: تولید مجموعه ای بوسیله ی انجمن تولید انبارداری آمریکا به عنوان یک شکل از تولید تعریف شده است که در آن، تولید از طریق بخش های عملیاتی در حالت مجموعه یا تعداد بالا، انجام می شود و هر مجموعه ممکن است دارای روش های مختلفی باشند. این روش به خاطر تولید یک تعداد از محصولات در یک زمان منظم و استوک شدن به دلیل عدم خرید، مواجه است.
  • سیستم های انبوه: تولید قطعات مجزا و مونتاژ آنها با استفاده از فرآیند پیوسته، تولید توده ای نامیده می شود. این سیستم تولید، بوسیله ی حجم بالای تولید، توجیه می شود. ماشین ها در یک خط یا یک طرح تولید، آرایش پیدا می کند. محصولات و استاندارد سازی فرآیند موجود می باشد و تمام خروجی ها از یک رویه دنبال می کند.
  • سیستم های تولید پیوسته: تاسیسات تولید بگونه ای آرایش یافته اند که در آنها تولید عملیات تولید از اولین عملیات شروع و به محصول نهایی، ختم می شود. این آیتم ها به صورت جریان و از طریق توالی عملیات ها انجام می شود و ادوات حمل و نقل مانند نوار نقاله و دستگاه های انتقال، مورد استفاده قرار می گیرد.

3،1. مدیریت عملیات:

در اوایل شکل گیری مدیریت عملیات، بسیاری از افراد آن را تنها به صنایع تولیدی نسبت می دادند که در این صنایع نیاز به تولید محصول فیزیکی و قابل لمس بود. بسیاری از مدیران تولید از فرآیندهای عملیاتی برای بهبود روند تولید تا فروش، پشتیبانی فروش و خدمات پس از فروش کمک می گرفتند تا اینکه به اهمیت آن در صنایع خدماتی از قبیل شناخت های نیاز مشتری و دریافت بازخوردهای خدماتی پی بردند[1].

1،3،1. سیستم عملیاتی:

سیستم عملیاتی ورودی ها را به منظور مهیا کردن خروجی هایی تغییر می دهد که برای مشتری مورد نیاز است. این سیستم، منابع فیزیکی را به خروجی تبدیل می کند، عملکردی که به منظور تسهیل نیازهای مشتری و برطرف کردن آنها می باشد، مثلاً مهیا کردن برخی استفاده ها برای مشتری. در برخی سازمان ها محصولات، محصولات فیزیکی هستند در حالی که در سایر سازمان ها به عنوان اقلام خدماتی در نظر گرفته می شوند. ویژگی های از قبیل طبیعت ملموس یا غیرملموس مربوط به خروجی، مصارف خروجی ها، طبیعت کاری (شغلی)، میزان ارتباط با مشتری، مشارکت مشتری در تبدیل و اقدامات مربوط به کارایی می تواند برای ایجاد تمایز بین عملیات های تولید و عملیات های خدماتی، در نظر گرفته شود[2].

2،3،1. یک چارچوب برای مدیریت عملیات ها:

مدیریت عملیات ها، می تواند در یک چارچوب عمومی از عملکرد مدیریت عمومی گیرند. بدینصورت که مدیران عملیاتی در مورد برنامه ریزی، سازمان دهی و کنترل فعالیت هایی درگیر می باشند که بر روی رفتارهای انسانی در این مدل ها، اثر دارد، که به شرح زیر می باشد[2]:

  • برنامه ریزی: فعالیت هایی که موجب ایجاد یک عمل و راهنمایی به سمت تصمیم گیری های آینده می شوند را برنامه ریزی می گویند. مدیر عملیات، اهداف مربوط یه سیستم های فرعی عملیاتی سازمان، سیاست ها و رویه هایی را که برای حصول این اهداف، مورد استفاده قرار می گیرد را تعریف می کند. این مرحله، شامل شفاف سازی در مورد نقش و تمرکز عملیاتی در استراتژی کلی سازمان می باشد. این رویه درگیر برنامه ریزی در مورد محصول، طراحی تاسیسات و استفاده از فرآیند انتقال می باشد.
  • سازمان دهی: فعالیت هایی که موجب ایجاد یک ساختار از وظیفه ها و قدرت ها می شود، را سازمان دهی می گویند، مدیران عملیاتی یک ساختار از نقش ها و جریان اطلاعاتی در داخل سیستم های جزئی مربوط به عملیات، ایجاد می کنند. آنها فعالیت هایی را تعیین می کنند که برای حصول این اهداف و ایجاد قدرت و مسئولیت پذیری برای حمل آنها، مورد نیاز می باشد.
  • کنترل کردن: فعالیت هایی که موجب اطمینان حاصل کردن در زمینه ی کارایی واقعی، مطابق با کارایی برنامه ریزی می شود را کنترل کردن می نامند. برای اطمینان حاصل کردن از این مسئله که برنامه های مربوط به سیستم های فرعی عملیاتی انجام می شوند، مدیر عملیاتی باید کنترل هایی را با اندازه گیری خروجی و مقایسه ی آنها با موارد برنامه ریزی شده، انجام دهد. هزینه های کنترل کردن، کیفیت آنها و برنامه ریزی های مربوطه در اینجا از جمله ی عملیات های مهم تلقی می شود.
  • رفتار: مدیران عملیاتی در مورد نحوه ی اثر آنها بر روی برنامه ها، سازمان دهی ها و اثرات کنترلی بر روی رفتار انسانی، بررسی انجام می دهند. آنها همچنین نیاز دارند بدانند که چگونه رفتار مربوط به زیردستانشان، می تواند بر روی برنامه ریزی تولید، سازمان دهی و فعالیت های کنترلی، اثرگذار باشد. علاقه ی آنها در رفتارهای مربوط به تصمیم گیری، نمود دارد.
  • مدل ها: مشابه برنامه ی مربوط به مدیران، سازمان دهی و کنترل فرایند انتقال آنها با مشکلات زیادی مواجه هستند و باید تصمیم گیری های زیادی را اتخاذ کنند. آنها می توانند به سادگی مشکلات خود را با استفاده از مدل هایی ساده سازی کنند. این مدل ها مشابه مدل های برنامه ریزی تجمعی برای بررسی نحوه ی استفاده از ظرفیت های موجود در زمان کوتاه می باشد.

2.روش تحقیق

1،2. اهداف مدیریت تولید:

هدف مربوط به مدیریت تولید، تولید محصولات یا سرویس هایی با کیفیت و مقدار واقعی و زمان و هزینه های تولید واقعی است که به شرح زیر می باشد[2]:

  • کیفیت واقعی: کیفیت محصول بر اساس نیاز مشتری تعیین می شود. کیفیت واقعی ضرورتاً بهترین کیفیت نیست. این کیفیت بر اساس قیمت محصول و ویژگی های فنی تعیین می شود، همانگونه که در ویژگی های خاص آن وسیله، بیان شده است.
  • مقدار واقعی: سازمان های تولیدی باید محصولات را در تعداد مناسب تولید کنند. اگر آنها بیش از تقاضا محصولی را تولید کنند، این محصول در انبار می ماند و اگر مقدار تولید شده، کمتر از تقاضا باشد، این مسئله منجر به کمبود محصول می شود.
  • زمان واقعی: زمان مربوط به تحویل یکی از پارامترهای مهم برای قضاوت در مورد میزان اثربخشی بخش تولید است. بنابراین، بخش تولید مجبور هستند تا استفاده ی بهینه ای از منابع خروجی داشته باشند تا بدین صورت، هدف های مربوطه، حاصل شود.
  • هزینه های تولید واقعی: هزینه های تولید، پیش از اینکه محصول تولید شود، تعیین می شود. از این رو، تمام تلاش ها باید در جهت تولید محصولاتی باشد که قبلاً هزینه های تولید آنها تعیین شده است. بدین صورت، تغییر میان هزینه ای واقعی و هزینه ی استاندارد، تعیین می شود.

2،2. اهداف مدیریت عملیات:

اهداف مربوط به مدیریت عملیات ها، می تواند به خدمات مشتریان و استفاده از منابع، تقسیم بندی شود که به شرح زیر می باشد[2]:

  • خدمات مشتریان: اولین هدف مربوط به سیستم عملیاتی، خدمات مشتری است که به منظور ایجاد رضایتمندی مشتری، انجام می شود. بنابراین، سرویس مشتری یک هدف کلیدی برای مدیریت عملیات ها می باشد. سیستم عملیاتی باید چیزهایی را مهیا کند که می تواند رضایتمندی مشتری را از لحاظ زمان و هزینه، برطرف کند. بنابراین، هدف اولیه می تواند کسب رضایتمندی، با استفاده از مهیا کردن چیزهای حقیقی در قیمت و زمان واقعی باشد. عموماً یک سازمان به طور مطمئن می تواند کمک کننده باشد و به طور مطمئن می تواند استانداردهایی را بدست آورد و مدیر عملیات دارای قدرت نفوذ در این استانداردها را دارد. از این رو، این هدف تحت اثر تصمیم گیری مدیر عملیاتی است و بدین صورت خدمات مشتری مورد نیاز، حاصل می شود.
  • استفاده از منابع: یکی دیگر از اهداف مربوط به سیستم های عملیاتی، استفاده از منابع برای ایجاد رضایتمندی مشتری است. یعنی خدمات مشتری باید با حصول عملیات های موثر از طریق استفاده موثر از منابع، انجام شود. استفاده ی غیرموثر از منابع یا خدمات ناکافی مشتری، منجر به وقوع شکست در زمینه ی سیستم های عملیاتی می شود. مدیریت عملیات ضرورتاً در مورد استفاده از منابع کار می کند، یعنی اثر ماکزیمم را از منابع بدست می آورد و میزان اتلاف آنها را مینیمم می کند. مفهوم استفاده از پتانسیل منابع، ممکن است به صورت بخشی از زمان موجود بیان شود که مورد استفاده قرار می گیرد. هر اقدام نشان دهندی مفهومی است که به وسیله ی آن، پتانسیل یا ظرفیت مربوط به هر منبع، مصرف می شود. این مسئله به عنوان هدف از منابع، مورد اشاره قرار گرفته است.

3،2. ضرورت مدیریت تولید فرآیند و عملیاتِ کـسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی:

توسعه کشاورزی به عنوان کانون و محور اصلی توسعه کشور، از نقش و جایگاه ویژه ای برخوردار است و صنایع وابسته به کشاورزی را می توان به عنوان شرط لازم و محرک توسعه این بخش، محسوب داشت. به علاوه، جایگاه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی در کشور ما به دلیل مقتضیات جهانی، حضور در بازارهای منطقه ای و بین المللی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی روز به روز از اهمیت بیشتری برخوردار می شود[3]. صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی به صنایعی گفته می شود که به فرآوری و عمل آوری محصولات نباتی و حیوانی از جمله زراعی، باغی، شیلاتی، دام و طیور، جنگل و مرتع می پردازد و در تعریف فرآوری آمده که در برگیرنده تغییرات فیزیکی، شیمیایی، نگهداری، بسته بندی و توزیع است. بدین وسیله ماندگاری محصولات را بیشتر و مصرف و عرضه آن را مناسب تر نمود و در مجموع از طریق این نوع صنایع ارزش اقتصادی محصولات را بالاتر برد[4]. بدون تردید رونق صنایع تبدیلی یکی از سودمندترین ارتباطات بین دو بخش صنعت و کشاورزی است. این صنایع از میزان بیکاری های دایمی و فصلی در مناطق روستایی می کاهد. همچنین زمینه مناسب جهت توسعه بخش کشاورزی را فراهم آورده و به افزایش تولیدات، بهره وری، ایجاد فرصت های شغلی، تامین نیازهای اساسی، پیوند با دیگر بخش های اقتصادی و کاهش نابرابری های منطقه ای منجر خواهد شد. لذا این گونه صنایع می توانند پیش نیاز استراتژی صنعتی شدن و تامین کننده امنیت غذایی در کشور باشند[5]. هدف از ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی، ایجاد تعادل، استفاده از منابع موجود، تامین نیازمندی های روستاییان در خود روستا، افزایش سطح رفاه جامعه روستایی و جذب نیروهای منفعل روستاها است که به خاطر نابرابری های موجود ناشی از اقتصاد ناسالم و در پی کسب فرصت های شغلی دست به مهاجرت می زنند. گسترش صنایع تبدیلی می تواند از پتانسیل های مناطق روستایی به نحو مطلوبی بهره گیری نماید و باعث استفاده بهتر از اوقات فراغت روستاییان، بهره گیری از تولیدات مختلف روستایی، نگاه علمی به تولیدات و بهره برداری اقتصادی از آنها، افزایش درآمد روستاییان، تنوع بخشی به اقتصاد روستایی، کاهش فاصله شهر و روستا، توسعه درون زای مناطق روستایی، کاهش مهاجرت و بیکاری آشکار و پنهان، دسترسی به زمین، مواد اولیه، نیروی انسانی و زیرساختهای اولیه ارزان قیمت و نهایتاً تولیدات ارزان تر شود[6].

از مشکلات عمده در حوزه کشاورزی وجود مقدار زیادی ضایعات است که این مقدار ضایعات حدود 35 تا 40 درصد از 130 میلیون تن کل تولیدات کشاورزی را شامل می شود. تازه خوری (خام فروشی) یکی از روش های مصرف محصولات کشاورزی است که حذف کامل آن از سبد مصرف مواد غذایی امکانپذیر نیست. برای کاهش ضایعات و بالا بردن ارزش افزوده و افزایش کیفیت باید به سورتینگ و بسته بندی روی آورد. یکی از این راهکارهای ایجاد ارزش افزوده در بخش کشاورزی و ارتقاء سطح اقتصادی تولید کنندگان، استقرار صنایع فرآوری است[4]. با در نظر گرفتن این واقعیت که بازار اکثر محصولات باغی تولید شده در کشور به مرحله مازاد رسیده و با توجه به کیفیت بالای محصولات باغی ایران و همچنین دسترسی به نیروی کار نسبتاً ارزان در کشور، توسعه و مدرنیزاسیون صنایع تبدیلی باغی که قابلیت صادرات دارند، موجب توسعه بخش کشاورزی خواهد گردید. در بررسی هایی که در این زمینه انجام گردید این نتیجه به دست آمد که درصد جذب ماده خام نسبت به کل تولید (حتی با فرض عملکرد در حد 100% ظرفیت کارخانه های مذکور) در اغلب موارد بسیار کم است و با وجود فعالیت کارخانه های موجود، همچنان 30% از محصولات باغی تولید شده که در تولید بسیاری از آنها دارای مزیت نسبی هستند به صورت ضایعات از چرخه مصرف و صادرات خارج می شود[7]. با تاسیس صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، کارخانجات می توانند با کشاورزان قرارداد ببندند و با قیمت مشخص و تضمین شده محصول را بخرند در حالی که هم اکنون به دلیل نبود این صنایع (زیرساختهای مناسب در این رابطه) کشاورزان با ریسک تولید می کنند. ایجاد صنایع فرآوری محصولات کشاورزی و دامی از ضایعات محصول به خصوص برای محصولاتی همچون پیاز، سیب زمینی، گوجه فرنگی و … که فسادپذیری بالایی دارند و در فصولی از سال تولید زیادی دارند، جلوگیری می کند. توسعه صنعت فرآوری و بسته بندی زنجیره بازاریابی در بخش کشاورزی را کامل می کند و همچنین باعث اشتغال فارغ التحصیلان و دست اندرکاران بخش های مرتبط با کشاورزی می شود و از طرف دیگر بهبود کیفیت محصولات کشاورزی و همچنین زمینه انتخاب مصرف کننده را گسترش دهد[8].

3.یافته ها

تولید به خاطر طبیعت ملموس خروجی ها (محصولات) شاخص است، خروجی هایی که مشتری ها در طی زمان مصرف می کنند، نیازمند شغل هایی است که در آن نیروی کار کمتری و ادوات بیشتری مورد استفاده قرار گیرد، میزان تماس با مشتری کمتر باشد، هیچ مشارکتی از طرف مشتری در فرآیند انتقال، وجود نداشته باشد و روش های پیچیده ی مربوط به اقدامات تولید و مصرف منابع به عنوان محصول، وجود داشته باشد و از طرفی خدمات به دلیل خروجی های ناملموس شاخص  هستند، خروجی هایی که مشتری ها فوراً مصرف می کنند و این خروجی ها منجر به شغل هایی می شود که در آنها از نیروی کار بیشتر و ادوات کمتر استفاده شده است. در این فرآیند تماس مستقیم با مشتری وجود دارد، مشارکت مشتری در فرایند انتقال زیاد است و روش های اولیه برای انجام فعالیت های انتقال و مصرف منابع، وجود دارد[2]. در این بین با توجه به اهمیت مدیریت تولید و عملیات که در این پژوهش بررسی گردید میتوان به تاثیر اثربخش آن در کسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی پی برد بدینصورت که میزان ضایعات محصولات کشاورزی معادل 25درصد درآمد نفتی کشور تخمین زده می شود که این میزان بیانگر میزان بالای ضایعات و نیز ارزش آن در تولید ناخالص داخلی است. لذا جهت حفظ امنیت غذایی و ثبات اقتصاد کشاورزی، بایستی بهره وری از عوامل تولید بویژه آب و خاک افزایش و ضایعات محصولات کشاورزی تا حد امکان کاهش یابد. لذا راه اندازی تضمین کیفیت محصولات کشاورزی، ساماندهی ترویج مدیریت ریسک، سیاست های کاهش هزینه مبادله و کاهش ضایعات از طریق بازاریابی مناسب از فعالیت های محوری برنامه کاهش ضایعات محصولات بخش کشاورزی به شمار می آیند[9]. با توجه به پژوهش های انجام شده، برای مدیریت تولید و عملیات کسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی، راهکارهایی به شرح زیر می باشد[10]:

  • دقت و توجه در هنگام برداشت محصول تا محصولات با کیفیت جمع آوری گردند.
  • تشکیل واحدهای صنفی توسط کشاورزان برای ایجاد مشارکت در امر کشاورزی.
  • تلاش برای جذب حمایت سازمان های دولتی و مردمی.
  • استفاده بهینه از منابع آب و خاک با کاشت محصولات مناسب با آب و هوای منطقه.
  • جلوگیری از تخریب محیط زیست و حفظ منابع موجود.
  • تبلیغات برای محصولات کشاورزی توسط اینترنت و شبکه های مجازی.
  • استفاده از بسته بندی های مناسب و مشتری پسند در هنگام فروش محصولات.
  • ساخت برند برای محصولات.
  • جذب حمایت های خیرین و سازمان های مردم نهاد برای ایجاد اشتغال در زمینه صنایع تبدیلی و تکمیلی.
  • استفاده از روش های مشارکتی در ایجاد اشتغال.
  • آموزش روش های نوین کشاورزی به کشاورزان.
  • توجه به نیروهای جوان و تحصیل کرده و فراهم کردن شرایط برای اشتغال آنها.

4.نتیجه گیری

بنابراین مدیریت تولید فرآیند و عملیاتِکـسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی بسیار حائز اهمیت است و هر آنچه که به بازار عرضه می شود بایستی مطابق خواسته و نیاز مشتریان هدف باشد. بر اساس اصول مورد اهمیت مدیریت تولید و عملیات در کلیه وظایف برنامه ریزی، کنترل و نظارت، هدایت و رهبری، مدیریت نیروی انسانی و انگیزه بخشی و سازمان دهی نهفته است. مدیریت تولید در یک سازمان نقش قلب سازمان را ایفا می کند و واحد تولید می بایست با تعامل خوب خود با بخش های دیگر و برنامه ریزی های دقیق خود جهت تولید محصول، کالای خود را به موقع به بازار عرضه کند و با این کار برای سازمان سود و ارزش بیافریند. مدیریت تولید می بایست به طور مستمر و منظم گزارشاتی را در اختیار مدیریت سازمان قرار دهد تا مدیریت سازمان با توجه به اهداف و شرایط سازمان دستورات لازم را اتخاذ نمایند. لذا بایستی تمامی کشاورزان و تولیدکنندگان با کمک و یاری مسئولین، متخصصین در این حوزه، سرمایه گذاران و کارآفرینان دست به اقدامات اثربخش زده و سعی در رفع نقاط ضعف، موانع و مشکلات کرده و با استفاده از مدیریت تولید فرآیند و عملیاتِ کـسب و کارهای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی سعی در افزایش تولیدات باکیفیت با بهره وری بالا و متناسب با نیاز بازار هدف کنند تا از این طریق بتوانند علاوه بر در دست گرفتن بازار داخلی از طریق کاهش واردات، به بازار جهانی نیز قوی تر از گذشته ورود کرده و بتوانند با افزایش صادرات گامی در رونق توسعه اقتصادی و اشتغالزایی کشور بردارند.

منابع

[1] شادی سرائی، 1399. اهمیت مدیریت تولید و عملیات در موفقیت کسب و کارها، مجله علمی و آموزشی مکتب خونه.

[2] حبیب الله علیخانی، 1394. مدیریت تولید و عملیات (1). پرتال فرهنگی راسخون.

[3] هدایت اله نوری، شهره نیلی پور طباطبایی، (1385). اولویت بندی توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی با استفاده از روش دلفی شهرستان فلاورجان استان اصفهان. فصلنامه پژوهش های جغرافیایی، صفحات 77-16.

[4] دنیا عین علی ورنوس فادرانی، ابراهیم پاینده نجف آبادی، 1400. تاثیر صنایع تبدیلی و تکمیلی در توسعه اقتصاد کشاورزی و اشتغالزایی. دومین همایش ملی صنعت و تجاری سازی کشاورزی.

[5] شاهپور قنبری، دنا داودیان، (1393). بررسی عوامل تاثیرگذار بر بازاریابی صنایع تبدیلی استان کرمانشاه (با استفاده از نظریه 4P بوردن). اولین کنفرانس بین المللی مدیریت، حسابداری و اقتصاد، موسسه بین المللی علوم و فناوری حکیم عرفی شیراز، شیراز، ایران.

[6] جعفر رضایی، (1385). امکان سنجی استقرار صنایع تبدیلی و تکمیلی فرآورده های دامی در استان ایلام. پژوهش های جغرافیایی، شماره 61، صفحات 191-179.

[7] مریم رحمانی، (1385). بررسی نقش صنایع تبدیلی در کاهش ضایعات و توسعه صادرات محصولات کشاورزی باغی. روند، صنعتی شدن، صنایع خدماتی و تولیدی، انتخاب تکنولوژی، شماره 49.

[8] محمد لیاقت، (1398). اهمیت صنایع تبدیلی و غذایی بخش کشاورزی. سازمان جهاد کشاورزی فارس.

[9] مجتبی سوختانلو، (1388). مدیریت ضایعات محصولات کشاورزی، راهکاری برتر جهت توسعه اقتصاد کشاورزی ایران. ششمین کنفرانس اقتصاد کشاورزی ایران.

[10] عبدالعزیز محمدی، عبدالرضا رکن الدین افتخاری، مهدی پورطاهری، (1399). تحلیل مدیریت ظرفیت های صنایع تبدیلی و تکمیلی در مناطق روستایی شهرستان زیرکوه. فصلنامه اقتصاد فضا و توسعه روستایی، سال نهم، شماره اول.

 

 

Fourth National Conference and First International Conference on New Management and Business Models

Process production management and operations of conversion and complementary industries in the agricultural sector

1.Ebrahim Payandeh najaf abadi (Chairman of the Board of the Successful Business World Institute)

2.Donya Ain ali varnos faderani (CEO of Successful Business World Institute)

Abstract:

This study aims to investigate the production management process and operations of conversion and complementary industries in the agricultural sector. The method of data collection is the method of document mining and referring to databases and the method of data analysis is inferential. The results of this study show that the increase in agricultural production due to climatic conditions, limited water resources and also limited fertile land for agriculture is faced with many limitations and obstacles in terms of agricultural economy and also due to inadequacies in agricultural policies. The traditional nature of the large agricultural sector from production to harvest, incorrect storage and transportation systems, conversion and distribution of agricultural products, agricultural waste at a high level is about 35 to 40 percent, so if you try to produce agricultural products By processing them to produce the best and highest quality product, its waste can be minimized, so the factor that can reduce the vulnerability of agricultural products and increase their added value and increase resource productivity, are the same industries. It is transformative and complementary. Therefore, in this study, it has been tried to study the production management process and operations of conversion and complementary industries in the agricultural sector and to provide solutions for further correction and efficiency of agricultural products that have been exposed to spoilage through Production and operations management in conversion and complementary industries.

Keywords: Production management, operations management, agricultural conversion industries, agricultural complementary industries.